مقاله شاهنامه وطن است یا مرزهای سیاسی-جغرافیایی؟ در وبلاگ موسسه باغ آینه

شاهنامه وطن است یا مرزهای سیاسی-جغرافیایی؟

یک شاعر تاجیک در صحبتهای خود می گوید: «شاهنامه وطن است.» به این معنا که تمام انسانهایی که به یک زبان سخن میگویند، یک کشورند و یا اگر بخواهیم بهتر بگوییم؛ افغانستان، تاجیکستان، ایران و حتی قسمتهایی از آذربایجان و ازبکستان میتوانند یک وطن باشند و شاهنامه که نماد ماندگاری زبان فارسی و احیای این زبانست، نماد ساخت یک وطن در جهان میتواند باشد.

اگرچه این موضوع منتقدانی دارد که میگویند حتی اگر وطن را بر اساس زبان مردم انتخاب کنیم دو مشکل پدید خواهد آمد: اول آنکه این بار زبانها روبه روی هم قرار خواهند گرفت و دعوا بر سر زبانها خواهد شد و دوم آنکه بزرگ شدن یک وطن خطرات بیشتری نیز دارد از جمله آنکه در زمان حمله ها و جنگها وطن های بزرگتر نیروزهای نظامی بیشتری دارند و تهدیدات بزرگتری به ارمغان می آورند و کوچک شدن این وطنها این خطرات را کاهش میدهد و اجازه نمیدهد کشورها روبه روی یکدیگر صف آرایی کنند پس به فکر بزرگ کردن مرزها بودن، لزوما افتخار نیست و لزوما منجر به اتفاقات درخشان نخواهد شد.

این منتقدان راه حل را در بی وطنی میدانند. اما هر منتقدی خود منتقدانی دارد که میگویند بی وطنی رخ نخواهد داد تا زمانیکه علاقه به قدرت در موجودات وجود دارد پس یا شاهنامه را وطن سازیم و همزبانی را معیار قرار دهیم یا کشورهای کوچکی با مرزهای سیاسی باشیم که آشناییهایی با یکدیگر دارند از جمله زبان مشترک.

شما چگونه فکر می کنید؟

شاهنامه وطن است یا مرزهای سیاسی-جغرافیایی؟

سبد خرید