بهبود EQ در وجود انسان ها

مثال هایی در رابطه با هوش هیجانی

مثال هایی در رابطه با هوش هیجانی

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی یکی از مباحث چالش برانگیز چند دهه اخیر است و تا کنون تحقیقات بسیاری پیرامون آن صورت گرفته است. هوش هیجانی با نام های هوش عاطفی یا EQ در جوامع محققین شناخته شده است.

در مورد هوش هیجانی دانشمندان بسیاری نظریه های مختلفی را ارائه دادند که به برخی از نظریه های برتر در مورد هوش هیجانی اشاره می کنیم.

ادوارد تورندایک (Edward Thorndike)

ادوارد یکی از روانشناسان قهار در قرن بیست بود و از هوش هیجانی به عنوان هوش اجتماعی یاد میکرد. او تعریف جالبی از هوش هیجانی ارائه داد.

از نظر ادوارد هوش هیجانی را به نوعی روابط انسانی صحیح می دانست او هوش اجتماعی را در یک جمله خلاصه کرد

” هوش اجتماعی به معنای توانایی درک متقابل اطرافیان برای داشتن رفتاری متفکرانه در اجتماع انسانی است “

این تعریف بسیار به مفهوم هوش هیجانی امروز شباهت دارد. همانطور که ملاحظه می نمایید از سال های بسیار دور محققان در مورد هوش هیجانی تحقیقات همه جانبه ای داشتند تا به نتیجه ای درست دست یابند.

سالووی و مایر ( Peter Salovey و John Mayer

شاید بتوان گفت برای نخستین بار سالووی و مایر بودند که تعریف درستی از هوش هیجانی ارائه دادند. به زبان ساده این دو محقق هوش هیجانی را کنترل احساسات خود و دیگران، تفکیک و تشخیص احساسات و استفاده از آن به عنوان راهنما می دانند.

البته این تعریف شاید گویا باشد اما با گذر زمان و آشنایی بیشتر محققان و روانشناسان با معقوله ی هوش هیجانی تعریف های دیگری از هوش هیجانی ارائه شد که شاید واضح تر این دو مورد باشد در ادامه به توضیحات دقیق تری در مورد هوش هیجانی می پردازیم.

دانیل گلمن

امروزه تمام افراد هوش هیجانی را با تعریفی که توسط گلمن ارائه شد می شناسد. دانیل گلمن در سال ۱۹۹۵ تعریفی از هوش هیجانی ارائه داد که با این تعریف تمام نکات وجودی مثبت را در غالب هوش هیجانی آورد و به نوعی از مجموعه نکات مثبت وجود انسان ها با عنوان هوش هیجانی نام برد.

دانیل گلمن بر این اعتقاد است که هوش هیجانی همان انگیزه ای است که انسان ها در شرایط دشوار به خود و دیگران می دهند و با این انگیزه می توانند بر تمام سختی ها غلبه کنند. البته او برای ارائه توضیحات خود در رابطه با هوش هیجانی به همین جمله بسنده نکرد او بر این اعتقاد است هوش هیجانی باعث میشود انسان ها در شرایط خاص بتوانند خواسته ها و امیال خود را به تعویق اندازند، از نظر گلمن شخصی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است استرس های درونی و محیطی به هیچ عنوان نمیتواند بر او و اهدافش تاثیر بگذارد.

از نظر دانیل افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند از همدلی و هم فکری بیشتری با اطرافیان خود دارند و نه تنها می توانند بر مشکلات خود غلبه کنند بلکه این توانایی را دارند که می توانند در شرایط مختلف بهترین راه را به اطرافیان ارائه دهند تا از بروز مشکلات بعدی جلوگیری به عمل آید.

در این تعریف هوش هیجانی از گلمن منتقدان نقدهای بسیاری داشتند که باعث شد این تعریف اندکی شفاف تر شود منتقدان در رابطه با نظریه گلمن بر این اعتقاد بودند که گلمن در این نظریه تنها توضصیه های اخلاقی مسیح را کنار هم قرار داده است و نظریه هوش هیجانی را تعریف کرده است.

به همین جهت بود که گلمن شفاف سازی بیشتر در مورد هوش هیجانی ارائه داد از نظر گلمن هوش هیجانی توانایی ذاتی انسان ها است که به موجب آن هیجان های ذاتی خود و دیگران قابل تشخیص خواهد بود و میتوان این هیجانات را کنترل کرد.

در رابطه با هوش هیجانی امروزه مقالات متعددی روی کار آمده است که برای مطالعه بیشتر در این رابطه پیشنهاد می کنیم سری مقالات هوش هیجانی را مورد بررسی قرار دهید.

مولفه های تاثیر گذار در هوش هیجانی

حال که از سه نظریه فوق نظریه گلمن کامل ترین تعریف از EQ است پس نسبت با توجه به همان تعریف ادامه خواهیم داد.

از نظر شما چه مولفه هایی در هوش هیجانی تاثیر گذار است؟

اگر قرار باشد هوش هیجانی افراد را تقویت کنیم روی چه خصوصیات و مولفه هایی باید تمرکز داشته باشیم؟

در ادامه قصد داریم توضیحات بیشتری در مورد مولفه های تاثیر گذار در رشد و تقویت هوش هیجانی ارائه دهیم تا شما عزیزان را بیشتر با این موضوع آشنا سازیم.

خودآگاهی

اولین مولفه موثر در ارتقاء هوش هیجانی خود آگاهی است. واژه خود آگاهی کاملا شفاف و واضح است، منظور از خود آگاهی همان آگاهی نسبت به شخصیت خود می باشد.

فردی که هوش هیجانی بالاتری نسبت به دیگران دارد از آگاهی بیشتری نسبت به برخوردار است. به این معنی که بر تمام خصوصیات وجودی خود از قبیل نقاط قوت، نقاط ضعف،انگیزه ها، ارزش ها و  نیز میزان تاثیرگذاری بر دیگران واقف است.

البته از نظر برترین روانشناسان خبره این مورد جزء حیاتی ترین مواردی است که تمام انسان ها باید از آن بهرمند باشد. انسان ها باید تا حد بسیاری از خصوصیات اخلاقی و وجودی خود آگاهی داشته باشند تنها در این صورت است که می توانند شخصیت خود را در جهت مثبت ارتقاء دهند.

اگر شما از نقاط ضعف خود آگاهی نداشته باشید به هیچ عنوان نخواهید توانست راه حلی را برای ارتقاء شخصیت خود ارائه دهید. در کلاس های روانشناسی و انگیزشی مختلف که در سراسر جهان برگزار میشود اولین جلسه از شرکت کنندگان می خواهند دفترچه ای برای ثبت نکات اخلاقی خود و بد فراهم کنند و معمولا اولین جلسه را به خود شناسی اختصاص می دهند.

شاید این مورد به سادگی در فرد ظهور نکند به همین جهت باغ آینه تصمیم به تشکیل کلاس های خودشناسی نمود تا شما عزیزان را در این رابطه یاری رساند. می توانید با ورود به صفحه ی کلاس های شخصیت شناسی نسبت به نحوه ی تشکیل آن اطلاعات بشتری کسب نمایید.

کنترل ذاتی

خود تنظیمی به معنای کنترل بر احساسات شخصی است. روانشناسان مختلف بر این اعتقاد هستند که دومین ویژگی فردی که هوش هیجانی بالاتری دارد این است که از خود تنظیمی بیشتری نسبت به دیگران برخوردار است.

فردی که خود تنظیمی دارد می تواند در شرایط بحرانی خود و احساساتش را کنترل کند. حال فکر می کنید این شرایط مختلف چطور تشخیص داده می شود؟ یا این که نحوه رفتار و کنترل آن چگونه مشخص می شود؟

دقیقا خود تنظیمی به خود آگاهی بازمی گردد وقتی شما از مجموعه رفتارهای خود آگاهی نداشته باشید چطور می توانید برای تنظیم آنها تدبیری بیاندیشید؟

کاملا واضح است که خود تنظیمی به خود آگاهی باز می گردد در مورد قبل تمامی نقاط ضعف و قوت وجودی ، احساسات خود را تشخیص داده اید و حال با توجه به شناخت احساسات و سایر ویژگی های مثبت و منفی وجودی خود می توانید نقاط قوت را در شرایط مختلف تقویت و نقاط ضعف خود را نیز به نقاط مثبت تبدیل کنید.

 

افزایش انگیزش در زندگی
ایجاد انگیزش

انگیزش

انگیزش مهم ترین رکن وجودی انسان ها است. قطعا در طول زندگی خود با انسان هایی مواجه شده اید که سراسر انرژی مثبت هستند و نه تنها به خود بلکه به اطرافیان نیز انگیزش می دهند و روز به روز باعث پیشرفت خود و اطرافیانشان می شوند.

خود انگیزشی یکی از مهم ترین مواردی است که باید برای هوش هیجانی بالا افراد به آن واقف باشند. خود انگیزشی به چه معنا است؟

خود انگیزشی به معنای احساسی است که باعث می شود فکر به موفقیت در هر مسیری به ما انگیزه بدهد و فکر شکست یا وقوع شکست به هیچ عنوان نتواند انگیزه وجودی ما را سلب کند.

خود انگیزشی همانند نیروی محرکه عمل می کند و تاثیری که در پرورش انسان های موفق دارد امری غیر قابل انکار است.

انسان هایی که با پای گذاشتن در یک مسیر تنها به موفقیت می اندیشند و رسیدن به موفقیت های کوچک انگیزه ای فوق العاده به آنها می دهد و در طول مسیر هیچ گاه به شکست فکر نمیکنند و در هنگام مواجه شدن با شکست به هیچ عنوان انگیزه خود را از دست نمی دهند و همچنان با انگیزه ای فوق العاده به سمت موفقت گام بر می دارند.

درک متقابل

همدلی یکی از نکات وجودی برتر انسان ها است. اگر همدلی بین روابط انسانی وجود نداشته باشد زندگی آنقدر سخت و دشوار خواهد شد که ادامه ی آن غیر ممکن می شود.

همدلی همان درک متقابل انسان ها است، اگر انسان ها در طول زندگی خود بتوانند از دریچه نگاه اطافیانشان به مسائل مختلف بنگرند هیچ مشکلی در جامعه وجود نخواهد داشت. تنها با این مورد است که میتوان با دیگران همدلی داشت.

در تمام ادیان مختلف و در تمام حوزه های اجتماعی به همدلی اشاره شده است تا به واسطه این ویژگی انسان ها بتوانند به بهترین شکل در کنار یکدیگر زندگی کنند.

روابط اجتماعی

افرادی که هوش هیجانی بیشتری نسبت به دیگران دارند در ارتباطات اجتماعی خود صمیمی تر هستند. شما وقتی روابط اجتماعی صمیمی با اطرفیانتات برقرار می کنید نفوذ بیشتری در آنها خواهید داشت. این صمیمیت بیشتر طبعات مثبتی به همراه دارد.

وقتی شما در روابط اجتماعی صمیمی موفق باشید می توانید افراد را به سمتی که میل دارید سوق دهید. روابط اجتماعی صمیم شاید در اصطلاح عامیانه تر با خون گرمی افراد تعریف یکسانی داشته باشد.

مثال هایی از هوش هیجانی توسط گلمن

گلمن در نظریه ی خود در رابطه با هوش هیجانی مثال هایی برای شفاف سازی و نشان دادن اهمیت آن در زندگی بشر مثال هایی مطرح کرد که در  این قسمت به آن می پردازیم.

افزایش خود آگاهی در جهت ارتقاء EQ
افزایش خود آگاهی

خود آگاهی

یک مدیری را در نظر بگیرید که نمیتواند در شرایطی که تعدد کارها زیاد باشد با بهترین کیفیت کارها را انجام دهد. این مدیر اگر از هوش هیجانی خوبی برخوردار باشد بسیار هوشمندانه برخورد می کند و در ابتدای کار باتوجه به خود آگاهی توانایی های خود را در نظر گرفته و برنامه ریزی صحیحی به عمل می آورد تا تمامی کارها را با بهترین کیفیت و قبل از اتمام زمان مورد نظر انجام دهد.

افزایش کنترل ذاتی
کنترل ذاتی

کنترل ذاتی

همان مدیری که در قسمت مثال خود آگاهی بیان کردیم را در نظر بگیرید. اگر به هر دلیلی پروژه با موفقیت مواجه نشد این مدیر که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است به جای داد و فریاد که هیچ تاثیری در درست شدن امور ندارد با آرامش به دنبال پیدا کردنمشکل خواهد بود.

یک شخص موفق در این مواقع همواره به دنبال یافتن ریشه ی مشکلات و راه حلی متناسب برای رفع آن خواهد بود.  او در مواقع بحرانی نظر افراد گروه را در رابطه با حل مشکلات جویا می شود و با توجه به افکار گروه پیرامون حل مشکلات تصمیم صحیحی اتخاذ می کند.

انگیزش

زمانی را در نظر بگیرید که مدیر یک برند به خصوصی در خرید سهام خاصی سرمایه گذاری می کند اما این سرمایه گذاری با ضرر مواجه می شود.

مدیر موفق و مدیری که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است چطور تصمیم می گیرد؟

یک شخصی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است به هیچ عنوان انگیزه خود را از دست نمیدهد و از بروز مشکلات کوچک و بزرگ درس عبرت می گیرد.

مدیر موفق در هنگام مواجه شدن با این ضرر تمام عوامل و جوانب را می سنجد و به دنبال یافتن دلیل این ضرر خواهد بود و از تمامی مراحل این سرمایه گذاری عبرت می گیرد تا از تکرار مجدد آن جلوگیری به عمل آورد.

مدیر با مواجه شدن با این ضرر نه انگیزه خود و نه انگیزه تیم خود را از بین نمیبرد و با تلاش و پشتکار در صدد رفع این ضرر تلاش می کند.

افزایش درک متقابل برای ارتقاء سطح فرهنگی
افزایش درک متقابل

درک متقابل

درک متقابل یکی از سازنده ترین مثال زندگی اجتماعی است و نه تنها مختص به موفقیت یک مدیر خبره بلکه عاملی است که باعث بهتر شدن کیفیت زندگی افراد در سطوح مختلف می باشد.

اگر بخواهیم از وجود درک متقابل در افراد مثالی ارائه دهیم می توانیم باز هم به همان مدیر موفق اشاره کنیم، وقتی مدیر یک شرکت بزرگ با همدلی نسبت به کارمندان خود رفتار می کند و به نوعی درک متقابل دارد منجر به این خواهد شد که تا افراد نسبت به او متعهدتر شوند و در مواقع لزوم این همدلی را جبران کنند.

بهترین راهکارهای بهبود روابط اجتماعی
بهبود روابط اجتماعی

روابط اجتماعی

روابط اجتماعی نیز یکی از عوامل تاثیر گذار در جامعه است. اگر انسان روابط اجتماعی قوی تری داشته باشد میزان نفوذی که در مخاطبانش دارد بسیار زیاد خواهد بود.

مدیری با هوش هیجانی بالا در نظر داشته باشید که قرار است یک ابتکار جدیدی در شرکت بزرگی ایجاد کند و باید آن را با سایر صاحبین نظر مطرح سازد.

این مدیر اگر از روابط اجتماعی پایینی برخوردار باشد چطور می تواند نظر و منظور خود را برای افراد بیان کند تا سایرین نیز با آن آشنا شده و در مورد آن اطلاعات بیشتری کسب کنند.

مدیر موفق تا حدی از روابط اجتماعی خوبی برخوردار است که با کلام خود در اطرافیان رغبت ایجاد می کند.

هوش هیجانی در کودکان

حال که تا این حد در مورد هوش هیجانی اطلاعات پیدا کردید و به مفید بودن آن پی بردید چرا نباید آن در وجود کودکان پرورش دهیم؟

ظاهرا این EQ نتایج موثر و سازنده ای در جهت ارتقاء سطح جامعه دارد پس باید به گونه ای فرهنگ سازی شود. از آنجا که استارت صحیح ترین فرهنگ سازی از کودکان است، پس باید آن را از کودکان آغاز کنیم. باید آموزش هایی در جهت افزایش هوش اجتماعی کودکان داشته باشیم.

در این مطلب به شما راهکارهایی را معرفی می کنیم که به واسطه آن می توانید هوش هیجانی را در وجود کودکانتان ارتقاء دهید. البته لازم به ذکر است که در تمامی کلاس های آموزشی که مختص کودکان در باغ آینه معتبر ترین موسسه فرهنگی هنری در استان البرز است برگزرا می شود تمامی نکاتی که باعث بروز و ارتقاء هوش هیجانی کودک می شود رعایت می گردد.

افزایش هوش هیجانی کودکان با چند راهکار ساده

در این قسمت به شما ساده ترین راه ها را برای ارتقاء سطح EQ فرزندانتان معرفی می کنیم که با به کار گیری این مسائل می توانید تا حد بسیاری هوش هیجانی فرزندتان را ارتاء دهید.

همدلی را در وجود خود پرورش دهید و به عینه آن را به کودکانتان نشان دهید 

فراموش نکنید کودکان بیشترین الگو را از رفتار والدین خود خواهند گرفت زیرا افرادی که بیشترین ارتباط را با آنها دارند والدینشان هستند.

کودک از تک تک واژه هایی که استفاده می کند تا رفتارهای جزئی که در آینده از خود نشان می دهد دقیقا سعی دارد مشابه پدر و مادرش باشد.

پس اگر قرار است رفتار خوبی را در وجود فرزندتان پرورش دهید لازم است ابتدا آن را در وجود خود نمایان کنید. در مورد همدلی و درک متقابل اگر شما فردی باشید که در طول زندگی شخصی و کاری خود همدلی را به عنوان یکی از ملاک ها قرار دهید قطعا فرزندتان نیز فردی خواهد شد که همدلی بسیاری با اطرافیانش از خود نشان می دهد.

شما حتی در این مورد می توانید از مسائلی که برای کودکتان به وجود می آید وارد شوید. به این صورت که وقتی فرزندتان از بروز اتفاقی ناراحت است با همدلی خود با او را نشان دهید.

به عنوان مثال اگر فرزند شما از خراب شدن اسباب بازی خود ناراحت است با بیان جمله ای می توانید همدلی خود را در سطح فهم کودک بروز دهید.

در چنین مواقعی می توانید به او بگویید ” عزیزم من میدونم که از خراب شدن اسباب بازیت چقدر ناراحت هستی و درکت می کنم. “

تقویت قابلیت حل مسئله در کودکان
تقویت حل مسئله در کودک

حل مسئله را به کودکتان آموزش دهید

قطعا کودکان در طول زندگی خود با مسائل مختلفی مواجه می شوند و شاید در این مواقع بدترین واکنش را از خود بروز دهند. این مواقع بهترین زمان آموزش حل مسئله است. وقتی برای کودکتان مشکلی پیش آمده است که نسبت به آن واکنش نادرستی نشان داده است باید با صحبت به او توضیح دهید که واکنش فعلی او نادرست است و اگر جای او بودید چطور برای حل این مسئله تلاش می کردید.

برای مثال فرزند شما در حین بازی از دوست خود ناراحت شده است و به طور طبیعی واکنش خود را با مجادله بروز داده است این دقیقا همان لحظه ی آموزش است شما باید در این مورد مداخله کنید و به او بگویید ” اگر من جای تو بودم به جای این کار به دوستم میگفتم که منو ناراحت کرده “

با همین جمله ساده و به موقع یک گام موثر در جهت ارتقاء سطح EQ فرزندتان برداشتید.

ابراز هیجانات در غالب بازی

در این سن حساس ذهن کودک تنها پذیرای بازی است. شما اگر قصد دارید موضوعی را به کودک گوشزد کنید در غالب بازی این کار را انجام دهید.

برای مثال برای این مورد در بازی های عروسکی مختلفی که با کودکتان انجام میدهید او را در شرایط به خصوصی قرار دهید که لازم است تصمیمی ویژه در بدترین موقعیت داشته باشد و در این هنگام تصمیم درست را به او گوشزد کنید.

با این کار فرزندتان نسبت به بروز هیجانات در مواقع مختلف واقف می شود.

جلوگیری از بروز هیجانات ممنوع!

درست است که در تمام موارد قبل گفتیم برای نهادینه شدن هر موضوع درست ترین راه را به کودک نشان دهید اما این به این معنا نیست که در لحظه مشکلات را برای کودکانتان حل کنید و بهترین راه حل را به او نشان دهید.

شما باید اندکی اجازه دهید تا کودکتان در فکر خود مشکل را بررسی کند و نظرش را اعلام کند یا در شرایط به خصوص هیجانات طبیعی از خود بروز دهد و پس از بروز هیجانات ذاتی او را به سمت درست ترین رفتار سوق دهید.

هر رفتار خوب را ابتدا در خود نهادینه کنید

در مورد اول این بحث نیز به این موضوع اشاره کردیم. اولین اشخاص زندگی هر کودک مادر و پدرش می باشد. تمام لحاظات زندگی کودک در حال الگو گرفتن از مادر و پدر خود است.

شما برای اینکه کودک را نسبت به موضوعی منع کنید ابتدا باید این رفتار را در وجود خودتان ریشه کن کنید پس از آن میتوانید از فرزند دلبندتان انتظار داشته باشید که این رفتار به خصوص را انجام ندهد.

انعکاس هوش هیجانی پایین در وجود انسان چطور بروز می کند؟

تا به اینجای کار از هوش هیجانی و نحوه پرورش آن در وجود افراد سخن گفتیم اما این موضوع روی دیگری نیز دارد. اگر افراد هوش هیجانی کم و پایینی داشته باشند چطور رفتار می کنند؟ این افراد چه خصوصیاتی دارند؟

  • بحث های طولانی و متعدد با افراد مختلف
  • به احساسات اطرافیان بی تفاوت هستند
  • تصور می کنند افرادی که با آنها در ارتباط هستند به صورت غیر طبیعی حساس هستند
  • به هیچ عنوان تمایل به شنیدن نظرات دیگر ندارند
  • مقصر دانستن اطرافیان
  • اتخاذ اشتباه ترین تصمیم در مواجه با مشکلات بزرگ زندگی
  • ابراز احساسات غیر منتظره
  • روابط اجتماعی ضعیف

عدم وجود احساس همدردی در این افراد

راهکارهای افزایش هوش هیجانی

بچه ها شگفت انگیز هستند. آن ها ممکن است بسیاری از حقایق کتاب ها، آمار و ارقام و دست آوردهای بزرگ علمی را ندانند، اما چیزهایی را می دانند که به آن ها کمک می کند جهان اطرافشان را کشف کنند. همانطور که بعضی کودکان توانایی بیشتری برای فعالیت های بدنی و یا ساخت چیزها دارند، بعضی کودکان در هوش هیجانی (هوش احساسی) نسبت به دیگران باهوشتر می باشند که در سن نوجوانی این ویژگی خود را بیشتر نشان می دهد.

هوش هیجانی (EQ)، مجموعه ای از مهارت هایی است که به افراد اجازه می دهد تا احساسات خود را به شیوه  ای سازنده تشخیص دهند، از عهده آن برآمده و احساسات خود را به بهترین شکل نشان دهند. هوش عاطفی (EQ) در کودکان یک عمل مادام العمر است که لازم است به شکل مستمر حفظ شود. حتی اگر کودکی در سنین پایین EQ بالایی نداشته باشد، آموزش هوش عاطفی (EQ) به او، پروسه ساده ای خواهد بود.

پنج راهی که بچه های کوچک می توانند هوش احساسی (EQ) را بروز دهند:

حالت های صورت که بر اثر عواطف و احساسات ایجاد می‌شوند را تشخیص می دهند.

یک کودک با کمک هوش عاطفی حالت های مختلف صورت را دیده و می تواند معنی آن ها را درک نماید. آن ها علایم ظاهری مربوط به احساسات مختلف را در می یابند. این موضوع بعدها در زندگی به آن ها کمک می کند تا رفتار افراد مخالف با خود را بر اساس حالت های احساسی آن ها سنجیده و تشخیص دهد. این حالت ها مطمئنا برای کودکان ممکن است جدید و بسیار سرگرم کننده باشند. آن ها از بیان حالت های چهره در عکس ها و یا کتاب های مصور لذت می برند و می توانند این بیانات چهره را توضیح دهند.

دانستن اینکه چگونه احساسات مختلف را توصیف کنند.

بچه هایی که از لحاظ احساسی هوشمند هستند بیشتر مایل به صحبت در مورد احساسات خود هستند و می توانند به خوبی آن را توصیف کنند. بچه های کوچک شاید کلمات زیادی برای توصیف احساسات خود نداشته باشند اما می توانند از آنچه که می دانند برای ابراز احساسات خود استفاده کند. والدین می توانند با پبشنهاد کردن کلمات مناسب برای تربیت هوش هیجانی با استفاده از ابزار مختلف این ویژگی را در فرزندان خود تقویت کنند. یکی از این ابزار جدول تشخیص حالت بوده که وضعیت احساسی افراد را در ۴ دسته مختلف تقسیم بندی می کند و از کودک می خواهد احساس خود را با کمک آن بیان کند. با واژگان احساسی غنی، کودکان می توانند احساسات خود را درک کنند و مهارت هایی را بیاموزند که در بزرگسالی نیز به آن ها کمک نماید. همچنین کودکان با سن پایین می توانند راه هایی را برای تصویرسازی احساسات خود پیدا کنند.

مثال هایی در رابطه با هوش هیجانی

می توانند با احساسات دیگران همدردی کنند.

با درک احساسات خود و توانایی درک احساسات دیگران از حالت های رفتاری آن ها، همدردی نیز شکل می گیرد. هنگامیکه کودک از عواطف دیگران آگاه می شود، می تواند با کمک آگاهی که از حالت های عاطفی خود دارد، با رفتار و زبان بدن دیگران ارتباط برقرار کنند. در کودکان کوچک، این حالت به صورت ابراز نگرانی برای سایرین و حیوانات بروز داده می شود. آن ها می خواهند دیگران را خوشحال کنند، نگرانی های خود را ابراز کنند و یا سعی کنند به دیگران کمک نمایند. یک داستان متداول در این باره، کودکانی هستند که حیوانات زخمی را به خانه می آورند تا از آنها پرستاری کرده و سلامتیشان را به آنها بازگردانند. این یک نشانه بسیار قوی از هوش هیجانی (EQ) است.

می تواند رفتار را صرف نظر از احساسات کنترل کند.

به نظر می رسد کودکان با هوش عاطفی بالا می توانند با آرامش به مسائل واکنش نشان دهند. آن ها نگاهی می اندازند و وضعیت را پیش از واکنش نشان دادن می سنجند. اقدامات آن ها بسیار آگاهانه بوده و رفتارشان بسیار هوشیارانه است. واکنش آرام کودکان در نتیجه گذر زمان در پردازش احساسات و عکس العمل های آن ها می باشد. آن ها قبل از انجام اعمالشان به آن فکر می کنند.

علت احساسات خود را درک می کنند.

بسیاری از بزرگترها چرایی حالت های عاطفی خود را نمی توانند تشخیص دهند و بنابراین هرساله مبالغ هنگفتی را خرج روانشناس ها برای رفع موضوعات مربوط به آن می کنند. کودکان با هوش هیجانی (EQ) نسبت به خود هوشیار هستند و می توانند بین احساست خود و هر آنچیزی که در پیرامونشان وجود دارد ارتباط برقرار کرده درست‌ترین احساسات خود را نشان دهند. آن ها خود را می شناسند و می دانند چه احساسی را باید برای انجام کاری داشته و می توانند با اطمینان در رابطه با آن صحبت کنند.

هوش اجتماعی (EQ) یک خصوصیت مطلوب است که می تواند به یک فرد در کل زندگی او کمک کرده، روابطش را تقویت کند و مهارت های اجتماعی را در افرادی که آن را تمرین می کنند، بهبود بخشد.

کودکانی که رفتارهایی که در بالا ذکر شد را بروز می دهند ابزار مفیدی را به چنگ می آورند که همواره داخل ذهنشان وجود خواهد داشت.

حتی کودکانی که این رفتارها را نشان نمی دهند می توانند در سنین پایین هوش عاطفی (EQ) را فرا بگیرند، بنابراین همه کودکان می توانند و باید از این خودآزمایی عمیق بهره ببرند.

منبع: بلاگ باغ آینه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید