طلاق عاطفی، متاهل اما تنها

طلاق عاطفی ، متاهل اما تنها

هیچ چیزی بیش از مشاهده تجدید پیمان زوج های شاد موجب برانگیخته شدن احساسات انسان نمی شود. جاری شدن اشک شوق در مراسم ازدواج تجربه ای غیرعادی نیست. هرچند که، تعهدها و وعده هایی که در مراسم ازدواج داده می شود، تضمین کافی  برای حفظ یک ازدواج در مقابل پیچیدگی ها و مشکلاتی که بعدها سرباز می کند نیست. مشکلاتی همچون تفاوت های شخصیتی، دیدگاه های فرزند پروری، مسائل مالی و تعداد زیادی متغیرهای دیگر. طلاق عاطفی یک مکانیسم روانشناسی است که برخی زوجین زمانیکه احساس می کنند ازدواج به مثابه تهدیدی برای رفاه و آرامش آن ها عمل می کند، از آن استفاده می کنند. برای برخی از زوجین، این اتفاق  پیش از طلاق رخ داده و اما برخی دیگر بعد از طلاق هم دچار آن نمی شوند. اکثر طلاق ها یک طرفه هستند. به ندرت، یک زن و شوهر را می توانید پیدا کنید که بنشینند و با هم در مورد طلاق تصمیم بگیرند. به طور معمول، یکی از زوجین که پیش از این خود را از لحاظ عاطفی از ازدواج جدا شده احساس کرده باشد، درخواست طلاق می دهد. در واقعیت این فرد مسیر طلاق عاطفی را طی کرده است و حال می خواهد به طور قانونی از همسر خود جدا شود.

برخی از همسران سال های متمادی با وجود فاصله احساسی که با طرف مقابل خود دارند، برای حفظ زندگی مشترکشان مبارزه می کنند؛ درست قبل از اینکه به نتیجه برسند که طلاق راه حل رفع مشکلات زناشویی شان است. این همسران اغلب جدا شدن عاطفی از ازدواج و همسر را یک راه متقاعد کننده برای حفظ مرزها و احترام متقابل می دانند. و این اتفاق زمانی رخ می دهد که احساس کنند ازدواج به آن ها آسیب رسانده و یا زندگی مشترک برای آن ها نا امن شده است. طلاق عاطفی یک همسر کمک می کند تا فرد احساس یکپارچگی روحی و روانی نسبت به آن چه که شرایط سخت احساسی برایش به وجود آورده داشته باشد. اساسا طلاق عاطفی برای برخی از طلاق های قانونی رخ می دهد، در این موارد افراد احساس نیاز به عقب نشینی و حفاظت خود از مشکلات ازدواج را دارند. همسرانی که پس از طلاق قانونی با عواطف و احساسات خود در مورد زندگی قبلی مواجه می شوند، معمولا به عنوان “همسر جا مانده” نامیده می شوند.  این افراد باید بتوانند با پایان یافتن زندگی خود کنار آمده و خود را به عنوان یک فرد جدا و مستقل و نه فردی که موجودیتش وابسته به همسر می باشد بشناسند.

هر دو جنس می توانند خود را ازدواج جدا بدانند، اما این موضوع در زنان شایع تر است.

خصوصیات همسرانی که دچار فاصله احساسی پیش از طلاق می شوند:

  • کم حرف شدن، ناامیدی پس از سال ها تلاش در برقراری ارتباط
  • سرد و غیر صمیمی بوده، و علاقمند به انجام کاری برای ازدواج خود نیستند
  • مقدار زیادی از زمان را صرف دوری از خانه برای فرار از ازدواج ناکام صرف می کنند
  • در مقابل تلاش همسر برای حفظ ازدواج حساس، بی تاب و خشمگین می شوند
  • برای سرعت دادن به روند طلاق قانونی تلاش می کنند

خصوصیات همسرانی که پیش از طلاق گرفتن این فاصله احساسی در آن ها ایجاد نشده است:

  • شوکه شدن، او هیچ ایده ای ندارد که مشکلات در ازدواجش از کجا شروع شده است.
  • به دنبال راهی برای نجات ازدواج است.
  • تلاش برای فرصتی دوباره، اغلب التماس می کند و خواستار فرصتی دیگر است.
  • نمایش رفتارهای عجیب و غریب مانند تعقیب کردن و آزار و اذیت کردن.
  • احساس اضطراب و ترس از آینده و دوباره تنها شدن.
  • تلاش می کند تا پروسه طلاق را به تاخیر بیاندازد تا دوباره به ازدواج و همسر خود برسد.

طلاق عاطفی، متاهل اما تنها

کنترل بر روی احساسات و عواطف

غریزه اصلی همسری که با طلاق خود کنار نیامده، تلاش برای کنترل دوباره وضعیت است. این افراد در زندگی خود نتوانسته اند علائم هشدار دهنده را ببینند، نشانه هایی از اینکه ازدواج در معرض مشکلات قرار داشته و آنها نمی دانستند که چگونه به طور موثر و به موقع به آن ها پاسخ مناسبی دهند. در نتیجه این افراد شیوه هایی را به کار می گیرند تا به هر نحوی همسر و فرزندان خود را تحت تاثیر قرار دهند. آن ها می خواهند کاری انجام دهند و یا حرفی بگویند تا همسر خود را به ازدواج عاطفیشان بازگردانند. با توجه به ترس و درد عاطفی که همراه با از دست دادن کسی که دوستش دارید به وجود می آید، انجام این قبیل رفتارها باعث می شود تبدیل به همسری به رفتارهای غیر منطقی شوید که تمام تلاشش بر هم زدن روند طلاق با انجام کارهای غیر ضروری باشد. این مهم است که بفهمید و درک کنید که همسری که دچار طلاق عاطفی پیش از طلاق رسمی می شود، به خودی خود انسان یا فرد بدی نیست.

این افراد به دنبال ایجاد درد و آسیب نیستند. در واقع آن ها به دنبال فرصتی برای گریز از موقعیتی هستند که موجب درد و آسیب در آن ها شده است؛ که همه این موارد می تواند دلایل کافی برای آن سردی و بی روحی باشد که همسرانشان در ارتباط با آن ها مواجه می شوند. نیازها و خواسته های آن ها را با رفتارها عجیب و غیر منطقی نمی توان کنترل کرد. بهترین کاری که در رابطه با این همسرها می توان انجام داد این است که این واقعیت را قبول کنیم، رفتارهای آن ها تنها کنترلی بر روی احساساتشان است. تمرکز و کنترل احساسات به آن ها کمک می کند تا براحتی روند جدایی عاطفی از همسر خود را طی کنند. در نتیجه، آن ها راحت تر مسیری را برای رسیدن به طلاق قانونی پیدا می کنند.

منبع: بلاگ باغ آینه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

سبد خرید