دلایل طلاق عاطفی

دلایل طلاق عاطفی

هیچ ازدواجی ناگهانی و به یک باره از بین نمی رود. اگرچه در بسیاری از طلاق ها به نظر می رسد که یک اتفاق ناگهانی یا چیزی مانند یک بمب باعث از هم پاشیدن آن ها شده است، در حالیکه  پایان آن ها از مدت ها قبل در حال نزدیک شدن بود. حتی در بسیاری موارد یکی از زوجین که طلاق را پشت سر می گذارد، با ناباوری شگفتی خود را از بروز این اتفاق بیان می کند. هرچند شاید این ابراز ناباوری تنها از سر تعجب نبوده بلکه در اصل احساس ترس و درد می باشد. زوجین به دلایل بسیاری از هم جدا می شوند که متأسفانه در اکثر موارد ممکن است بتوان با یک راه حل ساده و کمک گرفتن از مهارت های ارتباطی مانع از آن شد. از آنجایی که به ندرت اتفاق می افتد که مسئله ای حتی اگر بسیار بزرگ باشد، باعث آن شود که دو نفر بخاطر آن تصمیم بگیرند بنشینند و با صحبت کردن با یکدیگر به دنبال راه حلی در بر طرف نمودن آن باشند؛ می توان این گونه ادعا کرد که زمانیکه زوجین هیچ درگیری و کشمکشی در هنگام برخورد با مشکلات و موانع با هم نداشته باشند، احتمال نزدیک شدن آن ازدواج به پایان خود بسیار بیشتر است.

نشانه ها و دلایل طلاق عاطفی

به دلایل زیادی، در ازدواج های آسیب دیده و فرسوده، صدمات عاطفی بسیاری وجود دارد. زوج ها به روش های مختلفی با آن مبارزه می کنند و تقریبا برای مدتی در جهت رفع آن تلاش می کنند. اما بدون انجام تغییرات اساسی، معمولا احتمال اینکه هر دو طرف و یا یکی از آن ها برای کاهش درد و کمک به سلامتی خودش اقدام به طلاق عاطفی کند بسیار زیادتر و گاهی از موارد اجتناب ناپذیر است.

جدایی احساسی به دلایل بسیاری که ممکن است حتی بیش از یکی هم باشد رخ می دهد. اما اساسا بیشتر به این دلیل است که یکی از زوجین (که بیشتر احساس آسیب دیدن می کند) می خواهد دوباره احساس خوب گذشته را در زندگی اش تجربه کند. به عبارت دیگر، پس از چند بار تلاش و داشتن رویکردهای مختلف، همسری که احساس فاصله می کند، معمولا شروع به باز پس گرفتن حد و مرزهای خود می نماید و آن چیزهایی که پیش از این در زندگی زناشویی با همسر خود به اشتراک می گذاشته را جدا می کند.

این افراد معمولا کسانی هستند که پروسه طلاق قانونی را آغاز می کنند. این تلاش آنها برای جدایی از سوی فرد مقابل، با عصبانیت و پرخاش روبرو شده و باعث می شود بیش از پیش خود را منزوی کرده و از شریک زندگی خود فاصله بگیرند و بیشترین تلاش را برای هموار کردن روند طلاق انجام دهند.

اما به صورت خلاصه از میان دلایل بیشماری که باعث طلاق عاطفی می شود می توان مثال های ساده ای از جمله موضوعات زیر را برشمرد:

  • ازدواج غلط
  • انتظارات اشتباه و دست نیافتنی
  • بی توجهی به خواسته های ساده و قابل دسترس طرفین
  • ضعف در مهارت های ارتباطی و در نتیجه نبود گفتگو و هرگونه معاشرت بین زوجین
  • بی توجهی به نیازهای دیگر
  • عدم توانایی در بیان کردن شفاف خواسته ها
  • ناتوانی در ابراز علاقه درست
  • عدم امنیت اقتصادی
  • تقابل زندگی سنتی و مدرن
  • دخالت اطرافیان در زندگی

و بسیاری موارد ریز و درشت دیگر که می توانند باعث شروع پروسه طلاق عاطفی شده  و یا اینکه آن را تسریع کنند.

دلایل طلاق عاطفی

همسرانی که طلاق فیزیکی را بدون طلاق عاطفی پشت سر می گذارند، هنوز راه هایی را برای نجات ازدواج جستجو می کنند، با اینکه هنگام رسیدن به چنین مرحله ای انجام اینکار غیر ممکن است. بنابراین، وقتی با شانس مجددی برای بازگشت به شریک زندگی شان مواجه می شوند، به تدریج رفتارهای غیرعادی و غیر منطقی بیشتری از خود نشان می دهند. این تلاش ها به رفتارهای عجیب و غریب مانند اذیت و آزار، تهدید و تعقیب کردن و یا موضوعات این چنینی منجر می شود.

همسرانی که با طلاق خود مشکل دارند، معمولا سطح شدیدی از اضطراب را تجربه می کنند. اضطراب در مورد اینکه آینده آنها به تنهایی چگونه رقم خواهد خورد، و یا پس از طلاق با چه مشکلاتی در زندگی شخصی و حرفه ای خود روبرو می شوند. تنها شدن در زندگی، تصور وحشتناکی است که ترس از آن باعث می شود تا کسانی که هنوز دچار جدایی عاطفی نشده اند بیشتر با طلاق مشکل داشته باشند.

در بسیاری از خانواده ها والدین تنها به خاطر فرزندان و برخی ملاحظات اجتماعی در کنار یکدیگر زندگی می کنند. شیوه ای از زندگی که تنها دو فرد به صورت فیزیکی در کنار هم قرار گرفته اند و هیچ مهر و محبت، گفتگو و حتی کشمکش های ساده ای که برای حل مسائل باید بین آن ها رد و بدل شود وجود ندارد.

به شکل خلاصه نشانه هایی که در زوجینی که دچار طلاق عاطفی شده اند می توان مشاهده کرد شامل موارد زیر می باشد:

  • بی خیال شدن نسبت به مشکلات و به راحتی گذر کردن از آن ها
  • عدم تمایل به وقت گذراندن با یکدیگر
  • استفاده نکردن از راهکار های مفید برای حل مسائل و مشکلات
  • کم رنگ شدن وابستگی بین زوجین
  • تلاش به فاصله گرفتن و جدا کردن حد و مرزهایی برای خود
  • به دنبال ایجاد سرگرمی هایی خارج از روابط زناشویی بودن
  • به راحتی رازها و اشتباهات زوجین در خارج از خانواده و بین غریبه ها فاش شود
  • کاهش اعتماد و عدم تکیه کردن به یکدیگر در برابر بسیاری از مشکلات فردی
  • سرزنش کردن یکدیگر برای مسائل بسیار کوچک و پیش و پا افتاده و به تمسخر گرفتن یکدیگر
  • از بین رفتن شادابی و نشاط از زندگی و کاهش روابط احساسی
  • سرگرم شدن بیش از حد با فضای مجازی، اینترنت و تلویزیون
  • غافل شدن از آنچه که برای روابط زناشویی لازم است، به بهانه توجه به فرزندان

منبع: بلاگ باغ آینه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

سبد خرید