اهمیت هوش هیجانی در محیط کار

اهمیت هوش هیجانی در محیط کار

هوش هیجانی (EQ) چیست؟ و اهمیت هوش هیجانی در محیط کار چیست؟ هوش هیجانی (هوش عاطفی) می تواند به طور فزاینده ای در موفقیت افراد در محیط کاری و آینده کاری شان موثر باشد. هوش (IQ) و هوش هیجانی (EQ) در کنار هم بر روی زندگی شخصی افراد و حیطه کاری آن ها تاثیر می گذارد. اما پیش از بررسی اهمیت هوش هیجانی در محیط کار، ابتدا بهتر است دریابیم که هوش هیجانی (هوش عاطفی) در واقع به چه چیزی اطلاق می شود؟

هوش هیجانی (که با عنوان “فاکتور عاطفی” یا EQ شناخته می شود) یکی از مهمترین خصوصیات معرفی شده در لیست بازار اقتصاد جهانی است. از مهارت های ده گانه ای که کارمندان برای کسب موفقیت و پیشرفت آینده کاری شان نیاز دارند تا از آن استفاده کنند، هوش هیجانی در رتبه ششم قرار گرفته است.

در همین رابطه، بد نیست بدانید مدیران و مسئولان مشاغل لازم است برای راهبری مناسب از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند. تا به شکل موثری برای اعضای تیم کاری خود الهام بخش بوده و تمامی اختلافات بالقوه و یا مسائل و موضوعات را پیش از اینکه مشکل ساز شوند درک کنند.

اما EQ چیست؟ چگونه می تواند بر روند پیشرفت شما در کار و توانایی های شما برای برقراری ارتباط با سایر اعضای تیم تاثیر بگذارد؟ وهمچنین تاثیرات آن بر سلامت جسمی و روانیتان چیست؟

هوش هیجانی با عنوان Emotional Quotient توسط آزمون هایی با کمک روانشناسان برجسته محاسبه می گردد. اطلاعاتی که از این آزمایش ها به دست می آید، مانند اطلاعات به دست آمده از Intelligence Quotient که به شکل خلاصه IQ نامیده می شود، کلید پیشگویی موفقیت فرد در محدوده و موقعیت های مختلف می باشد.

اهمیت هوش هیجانی در محیط کار تقریبا به اندازه هوش عادی با تعریف سنتی که IQ  نام دارد زیاد است.  در بسیاری موارد برای حل مسائل پیچیده نیاز به کار گروهی، از عنصر انسانی اهمیت بیشتری دارد.

چرا مسائل مربوط به هوش هیجانی بر روی کار شما تاثیر می گذارد؟

به عنوان یک عضو از نیروی کار، به ندرت پیش می آید که با حالت های متداول آزمون ها، مانند آنچه که در دبیرستان یا دانشگاه ممکن است مورد استفاده قرار گیرد، رتبه بندی شوید. در عوض مدیران و کارفرماها عواملی مانند اخلاق، سازگاری با تیم و توانایی راهنمایی و هدایت مشتری را بعنوان عواملی در رتبه بندی کارمندان خود در نظر می گیرند.

در اینجا چند شاخصی را که اهمیت هوش هیجانی در محیط کار را شرح می دهند آورده ایم:

همدلی: اینکه بعنوان یک توانایی انسانی، فرد بتواند خود را به جای دیگران قرار دهد یا به عبارت دیگر با آنها همدلی داشته باشد، یکی از ویژگی های کلیدی هوش هیجانی (هوش عاطفی) به شمار می رود. زیرا این ویژگی نشان می دهد که فرد توانایی درک اینکه چگونه رفتارش بر دیگران اثر می گذارد را به دست آورده است. و از این موضوع آگاهی دارد که دیگران چه حسی پیدا می کنند وقتیکه وظیفه اش را به درستی انجام می دهد. تشخیص احساسات یک مراجعه کننده و فهمیدن یک مشتری و یا تیمی که در معرض یک موقعیت دشوار قرار گرفته اند، یک قدم مهم در موفقیت می باشد. درک انرژی دیگران، برخورد با نگرانی ها  یا ترس آنها و شناسایی احساسات شان، تمام راه های همدردی است که به یک رهبر بزرگ با هوش هیجانی بالا کمک می کند تا در موقعیتهای حساس بهترین تصمیم را بگیرد.

خود ارزیابی

مطمئناً با اصطلاح خود ارزیابی که در بسیاری از شرکت ها رایج است آشنایی دارید، اما توانایی که در اینجا مطرح می کنیم، چیزی فراتر از ارزشیابی هایی است که برخی از شرکت ها از کارکنان خود می خواهند و عموماً دید چندان خوبی هم نسبت به آن وجود ندارد.

بلکه در عوض، شامل مجموعه وسیعی از ارزیابی ها است، که در آن فردی که وظیفه مدیریت را برعهده دارد بتواند درک کند که چگونه حوصله، عملکرد و رفتار موثر روی دیگران داشته باشد. اینکه بداند چگونه باورها و اعتقادات شخصی افراد فکر و رفتار آن ها را تغییر می دهد. خود ارزیابی در رابطه با هوش هیجانی  به ویژه در کسب و کار بسیار مهم است. اغلب اوقات، نظرات یک فرد ممکن است متفاوت با نقشی باشد که در یک تیم یا محیط کاری ایفا می کند. خودآگاهی و خود ارزیابی ما را قادر می سازد تا احساسات، نقاط ضعف و نقاط قوت خود را برای رسیدن به موفقیت در نظر بگیریم، تا بتوانیم واکنش های مناسب تری در همچین مواقعی داشته باشیم.

نظم

انضباط به عنوان یکی از اعمال اصلی خود ارزیابی به شمار می رود.

یکی از ویژگی های کلیدی رهبران بزرگ و بازیکنان لیدر در تیمها، شناخت پتانسیل خود برای واکنش های به موقع در مواقع مختلف و استفاده از نظم و انضباط برای ایجاد، تغییر دادن و یا متوقف کردن واکنش های غیر ارادی می باشد. در حالی که بسیاری از افراد عبارت “هوش هیجانی” را به عنوان یک رفتاری نرم و با لطافت بجای جاه طلبی تفسیر می کنند، بزرگترین وشجاع ترین رهبران در طول تاریخ، همواره شدیدترین اقدامات را در تصمیماتشان انجام داده اند.

حفظ آرامش در موقعیت های استرس زا باعث تغییر واکنش اولیه شما در چنین وضعیتی برای رسیدن به نتیجه بهتر می شود. نظم و انضباط شما را در موقعیتی قرار می دهد که بتوانید به خوبی کار کنید و احساسات تان از شما شخص بهتری بسازد. بخشی از هوش عاطفی به معنای استفاده از احساسات به بهترین شکل است و خونسردی و آرامش مجموعه گردآوری شده به عنوان هوش هیجانی (هوش عاطفی) می باشد.

اهمیت هوش هیجانی در محیط کار

مدیریت ارتباط

اوج تمام این مهارت ها مدیریت ارتباط است. بدین ترتیب با استفاده از تشخیص موقعیت و درک اثر متقابل افراد بر روی هم، به موفقیت گروه ها، تشویق آن ها و داشتن روابطی سالم به شکل موثر کمک خواهید کرد.

ممکن است عبارت مدیریت ارتباطات معانی مختلفی را به ذهن ، اما معنی اصلی که در اینجا مدنظر است را می توان تسلط بر حفظ دوستی ها، روابط تجاری و پویایی خانواده از طریق تجربه معرفی کرد.

چگونه می توانید در هوش هیجانی رشد کنید

خبر خوب این است که انسان همواره این قابلیت را دارد که از نظر EQ یا هوش هیجانی رشد کند. ممکن است سوالات مختلفی در رابطه با هوش هیجانی به ذهنتان خطور کند. اینکه آیا از نظر عاطفی احساسات هوشمندانه ای دارید یا نه؟ و یا اینکه مطمئن نیستید که در چه طیفی از هوش هیجانی EQ قرار دارید. نکات ذکر شده در پایین به شما کمک می کند تا هوش عاطفی قوی تری داشته باشید.

هشیار باشید

کنار گذاشتن زمانی برای ایجاد آرامش درونی و نگاه به درون خود، می تواند تفاوت زیادی را در درک از خود برایتان مهیا سازد. خود ارزیابی و نظم و انضباط قسمتی از بلوک های ساختاری هوش هیجانی هستند.  زمانی که برای این چنین فعالیتهایی را برای بررسی واکنش هایتان در موقعیت های مختلف زندگی روزمره اختصاص می دهید، به شما در رهبری در کار و مهارت های بین فردی کمک می کند.

جلوی زبان خود را بگیرید

معنی عبارت فوق یعنی بیشتر گوش دادن و کمتر صحبت کردن، یعنی تاخیر دادن به واکنش ها تا بدین وسیله فشار ابتدایی احساسی از بین برود و با تعقل بیشتری واکنش انجام شود، یعنی اینکه با تفکر بیشتر و در عوض خلاصه تر سخن بگویید. به طور کلی اینگونه می توان گفت که فکر کردن قبل از صحبت کردن یک راه عالی و کاربردی برای افزایش EQ می باشد.

علاوه بر این، با تأخیر دادن به واکنش های احساسی تان و جمع و جور کردن احساساتتان، این توانایی را خواهید داشت که به صورت جامع تر و موثرتر با دیگران ارتباط برقرار کنید. در نهایت، مطالعات نشان می دهد که در ارتباطات موثر زبان بدن به اندازه کلماتی که فرد به کار می برد موثر است.

SELF-ASSESS  (خود ارزیابی)

قبل از رفتن به کار، فکر کنید که در آن روز چه احساسی دارید. خود را همواره مورد ارزیابی قرار دهید. می توانید برای تقویت هوش هیجانی این مطلب را نیز مطالعه نمایید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید