logo baghayeneh
جامعه‌شناسی چگونه پدید آمد؟ تاریخ شکل‌گیری علم جامعه‌شناسی

جامعه‌شناسی چگونه پدید آمد؟ تاریخ شکل‌گیری علم جامعه‌شناسی

حیوانات و انسان‌های بدوی از ابتدا برای محافظت از امنیت خود تمایل به شناخت محیط و جامعه اطراف داشتند تا بتوانند حوادث را پیش بینی کنند. هر چه پیشرفت بشری بیشتر شد حکومت‌ها و جوامع، برای شناخت بیشتر اعماق جامعه، حفاظت از حکومت و امنیت مردم خود، پیش‌بینی اعتراضات و شورش‌ها به روش‌هایی برای شناخت جامعه می‌پرداختند. با این همه آنچه «علم جامعه‌شناسی» نامیده می‌شود؛ به صورت رسمی در دوران معاصر تدوین شده است و عمر آن کمتر از صد سال است.

جامعه‌شناسی چیست؟

جامعه‌شناسی (Sociology) یکی از مهم‌ترین رشته‌های علوم انسانی است که به مطالعه زندگی اجتماعی انسان‌ها، نهادهای اجتماعی، روابط میان افراد و تحولات جوامع می‌پردازد. هر موضوعی که به مطالعه گروه‌های بیش از یک نفر بپردازد، به نوعی در این علم جای می‌گیرند؛ گروه‌های دوستی، درخواست‌های زنان/مردان در طول تاریخ، شیوه‌ی پوشش یا سبک زندگی مردم یک شهر، آموزش نوجوانان، انقلاب‌ها، شایعات، نرخ طلاق یا فرزندآوری، بیکاری یا اعتصابات کارگران، 

در حقیقت جامعه‌شناسی فقط مطالعه انقلاب‌ها، دولت‌ها و جنبش‌های سیاسی نیست. جامعه‌شناسان از علل انقلاب‌ها گرفته تا محبوب شدن یک آهنگ، از افزایش سن ازدواج گرفته تا رفتار مردم در آسانسور، از مهاجرت روستاییان به شهرها گرفته تا وایرال شدن یک ویدئو در شبکه‌های اجتماعی را مطالعه می‌کنند و حتی پرسش‌های زیر نیز در علم جامعه‌شناسی بررسی می‌شوند:

  • چرا در آسانسور همه رو به در می‌ایستند؟
  • چرا در سینما معمولاً صندلی‌های وسط زودتر پر می‌شوند؟
  • چرا وقتی همه در صف هستند، کسی که صف را می‌شکند باعث عصبانیت دیگران می‌شود؟
  • چرا مد لباس هر چند سال یک بار تغییر می‌کند؟
  • چرا بعضی اسم‌ها در یک دوره ناگهان محبوب می‌شوند؟

هر جا گروهی از انسان‌ها کنار یکدیگر زندگی کنند، جامعه‌شناسی پرسش‌های خود را آغاز می‌کند.

پس اگرچه تعاریف متفاوتی در این زمینه وجود دارد اما همانطور که از نام این رشته پیداشت، جانعه‌شناسی به مهمترین قضایای مربوط به زندگی اجتماعی -و نه فردی- می‌پردازد.برای درک بهتر تفاوت جامعه‌شناسی و روان‌شناسی می‌توان به مثال قهوه اشاره کرد:

  • اگر تأثیر قهوه بر احساسات و ذهن یک فرد را بررسی کنیم، وارد حوزه روان‌شناسی شده‌ایم.
  • اما اگر تأثیر قهوه بر تعاملات اجتماعی، فرهنگ کافه‌نشینی یا شکل‌گیری روابط اجتماعی را مطالعه کنیم، در حوزه جامعه‌شناسی قرار داریم.

فرض کنید یک نفر نیمه‌شب یخچال را باز می‌کند و یک کیک کامل را تنهایی می‌خورد.

روان‌شناس می‌پرسد:

«چه اتفاقی در ذهن این فرد افتاده؟»

اما جامعه‌شناس می‌پرسد:

«چرا در این جامعه میزان تمایل به خوردن شیرینی در حال افزایش است؟ چرا سبک زندگی مردم به این سمت رفته است؟ چرا او به سمت میوه‌ها نرفت؟»

روان‌شناس داخل سر فرد را نگاه می‌کند؛ جامعه‌شناس به کل جامعه نگاه می‌کند.

بگذارید به سراف یک مثال دیگر برویم:

اگر در یک آسانسور همه رو به در ایستاده‌اند و شما ناگهان رو به بقیه بایستید، احتمالاً همه معذب می‌شوند.

  • هیچ قانونی برای رو به در ایستادن وجود ندارد.
  • پلیسی هم جریمه نمی‌کند.

اما تقریباً همه همین کار را انجام می‌دهند و جامعه‌شناسی عاشق همین سؤال‌هاست:

  • چه کسی این قوانین نانوشته را ساخته؟
  • چرا همه از آن پیروی می‌کنند؟
  • اگر کسی آن را بشکند چه اتفاقی می‌افتد؟

اما این علم چگونه به وجود آمد؟ چه رویدادهایی باعث شدند اندیشمندان به فکر مطالعه علمی جامعه بیفتند؟

برای پاسخ به این پرسش باید به اروپا و قلب فرانسه در قرن هجدهم و نوزدهم بازگردیم؛ دورانی که انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی و جنبش روشنگری، بنیان‌های جوامع سنتی را دگرگون کردند و زمینه را برای ظهور علم جامعه‌شناسی فراهم ساختند.

زمینه‌های تاریخی پیدایش جامعه‌شناسی

۱. انقلاب فرانسه و بحران نظم اجتماعی

هر انقلابی، بی‌نظمی‌هایی با خود به همراه دارد؛ نظم‌های قبلی بهم می‌ریزند و مدتی زمان می‌برد تا نظم جدید کاملاً برقرار گردد. انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ اروپا بود. این انقلاب ساختارهای سنتی قدرت را به چالش کشید و موجی از تحولات سیاسی و اجتماعی را در سراسر جهان به وجود آورد. این بی‌نظمی منجر به دیدگاه‌های مختلفی شد؛ برخی از آن بیزار بودند اما برخی روزهای روشنی را در این بی‌نظمی می‌دیدند. همین موضوع موجب شکل‌گیری نظریات مختلف در میان اندیشمندان شد.

پس از انقلاب فرانسه، بسیاری از اندیشمندان با این پرسش روبه‌رو شدند: «چگونه می‌توان نظم اجتماعی را حفظ کرد و از آشوب‌های گسترده جلوگیری نمود؟»

در نتیجه دو دیدگاه عمده در میان اندیشمندان شکل گرفت:

  1. طرفداران بازگشت به نظم سنتی و ارزش‌های گذشته؛ که طرفدار بازگشتن به نظم قبل از انقلاب بودند
  2. طرفداران ایجاد نظم جدید متناسب با شرایط مدرن؛ که بر این باور بودند بازگشت به گذشته غیرممکن است و ما روزهایی نو در پیش داریم.

۲. انقلاب صنعتی و دگرگونی زندگی اجتماعی

هم‌زمان با تحولات سیاسی و انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی نیز در اروپا در حال گسترش بود. انقلاب صنعتی یک رویداد ناگهانی نبود؛ بلکه مجموعه‌ای از تغییرات اقتصادی و فناورانه بود که جوامع کشاورزی را به جوامع صنعتی تبدیل کرد و در نهایت به تمام این تحولات نام انقلاب صنعتی گذاشتند.

 این موضوع بسیاری از جزئیات گذشته را تغییر داد برای مثال فرض کنید شما در یک روستا زندگی می‌کنید؛

  • اگر عطسه کنید، تا غروب همه روستا می‌فهمند.
  • اگر عاشق شوید، تا فردا مادربزرگ‌های سه روستای اطراف خبردار می‌شوند.

اما ناگهان به شهری چندصد هزار نفری مهاجرت می‌کنید. در آپارتمان کناری کسی زندگی می‌کند که حتی اسمش را هم نمی‌دانید.

جامعه‌شناسان از خود پرسیدند: «چرا انسان‌ها در شهرهای بزرگ از همدیگر کمتر خبردارند؟ آیا این افراد از قبل تمایل به تنهایی داشتند؟ آیا ساعت کاری باعث این اتفاق شده است؟ آیا انسان‌ها میل به گم‌شدن در شلوغی دارند؟ این سؤال، یکی از فرزندان انقلاب صنعتی بود.

انقلاب صنعتی پیامدهای مهمی برای تمام انسان‌های کره زمین داشت که حتی همین الان هم اگر به اطراف خود نگاه کنید ادامه‌ی آن تغییرات و تحولات را می‌بینید:

  • مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها
  • رشد شهرنشینی
  • افزایش تراکم جمعیت
  • شکل‌گیری کارخانه‌های بزرگ
  • پیدایش طبقه کارگر صنعتی
  • تغییر سبک زندگی
  • تغییر باورهای سخت مذهبی و سنتی

همه‌ی این تحولات، مسائل اجتماعی جدیدی ایجاد کردند که نیازمند مطالعه و تحلیل علمی بودند.

در این دوره مردم از مزارع و کار کشاورزی به سمت کارخانه‌ها رهسپار شدند تا درآمد بهتر و شرایط شغلی مناسب‌تری داشته باشند. کشاورزی که زمین او به سختی محصول می‌داد، ترجیح می‌داد تا در یک کارخانه کار کند و روزانه حقوق خود را دریافت کنید؛ موضوعی که امروزه تحت عنوان امنیت شغلی مطرح می‌شود.

اینگونه شد که مهاجرت از روستاها به شهرها رخ داد. شهرنشینی افزایش یافت و ازدحام جمعیت، آلودگی‌ها، سر و صداها و آموزش‌های فنی متفاوت در مدارس و دانشگاه‌ها به وجود آمدند. از پیامدهای جذاب این تحولات مواجهه با تنوع باورها و تغییر نگرش مذهبی افراد بود. افرادی که هر کدام در روستای خود به شیوه خاصی درباره جهان می‌اندیشیدند، حالا با هم و با دنیاهای متفاوت و گاه متضاد هم مواجه شده بودند.
اتفاقی که در حال حاضر نیز در شهرهای ایران رخ می‌دهد؛ دانشگاه آزاد در شهر دورافتاده‌ی الف منجر می‌شود تا دانشجویان از شهرهای مختلف با لباس‌ها و نگرش‌های مختلف به آنجا بروند. همین موضوع منجر به تغییراتی در جوانان شهر الف می‌شود زیرا متوجه می‌شوند که لباس‌های دیگر و سبک زندگی‌های دیگر نیز وجود دارند. این تغییرات گاهی خوشایند مردم شهر الف نیست و حتی چه بسا منجر به اعتراضی برای بستن دانشگاه در شهر الف شود.

در روزگاری که علم رشد کرد، انقلاب‌ها رخ دادند و نظام صنعتی و سرمایه‌داری شروع به کار کرد، رخداد یک جنبش دیگر ضربه نهایی را برای آغاز رسمی جامعه‌شناسی وارد کرد

شکل‌گیری جنبش‌های کارگری

برای بهبود کیفیت صنایع و کالاها، علم نیز در حال رشد بود و تمامی علوم همچون شیمی، ریاضی و فیزیک در حال پیشرفت بسیار سریعی بودند. در ادامه این پیشرفتها، کارخانه‌ها به تولید کالاهای متنوع پرداختند. کارخانه‌ها برای تولید محصول انبوه در تعداد بالا، کارگران را استخدام می‌کردند. این موضوع کم‌کم منجر به شکل‌گیری اعتراضات کارگری و آغاز جنبش‌های کارگری شد؛ معترضان بر این باور بودند که در ازای کار برای ساعتهای طولانی دستمزد ایشان ناچیز است درحالیکه کارفرماها از تولید کالاها، سودهای هنگفت می‌برند.

آرمان کارفرماها تولید محصولات متفاوت و عرضه در بازار آزاد بود. اما آرمان کارگرها سرنگونی این ساختار بود که کم‌کم نام نظام سرمایه‌دار‌ها و نظام سرمایه‌داری به خود گرفت.

گسترش کارخانه‌ها باعث افزایش اشتغال شد، اما شرایط کاری بسیاری از کارگران دشوار بود. ساعت‌های طولانی کار، دستمزد پایین و فاصله شدید میان ثروتمندان و کارگران موجب شکل‌گیری اعتراضات کارگری شد. در آن زمان بود که برخی اندیشمندان به این فکر افتادند که «چرا این پول‌ها و سرمایه‌ها بین همه ما تقسیم نشود تا همه زندگی مناسبی داشته باشیم؟» همین اندیشه جرقه‌ی پیدایش اندیشه‌هایی مانند سوسیالیسم، مارکسیسم و نظریه‌های انتقادی بود.

فرض کنید یک نفر هر روز ۱۲ ساعت پیتزا درست می‌کند آخر ماه فقط پول خرید دو پیتزا را دارد. اما صاحب رستوران با همان پول پیتزاها، ماشین جدید خریده است. در این لحظه احتمالاً اولین جرقه‌های اندیشه‌های سوسیالیستی در ذهن کارگر روشن می‌شود! که با خود می‌پرسد آیا توزیع ثروت در جامعه عادلانه است یا خیر؟

این اعتراضات کارگری منجر به دگرگونی و انجام تصحیحات زیاده‌روی‌های نظام صنعتی و سرمایه‌داری شد که به بخشی از آنها «سوسیالیسم» می‌گوییم؛ بخشی از فعالیت‌ها که در تلاش بود تا سرمایه‌ها را میان تمام افراد به تساوی تقسیم کند. برخی افراد با این فعالیت‌ها موافق و برخی مخالف بودند. همین اختلاف‌نظرها منجر به شکل‌گیری نظریه‌های بزرگ، مهم و تاثیرگذار شد. در حقیقت نظریه‌های جامعه‌شناسی در همین اختلاف‌ نظرها شکل گرفت و بزرگ شد.

هنری سن‌سیمون و آغاز پوزیتیویسم

از میان افرادی که در حال بیان صحبت‌های جامعه‌شناختی آن روزگار بودند، در بخشی از فرانسه فردی در حال فعالیت بود که مهمترین چهره‌ ان زمان بود. هنری سن‌سیمون، همان فردی بود که به صورت رسمی در همه جا صحبت از او بود. بعدها شاگردان او بودند که گسترش بیشتری در حوزه جامعه‌شناسی رقم زدند.

سن‌سیمون از آن گروه از افراد بود که طرفدار حفظ وضع موجود و مراقبت از نظم بود اما به صورت افراطی خواستار بازگشت به قرون وسطی نبود زیرا معتقد بود بازگشت به گذشته غیرممکن است. در آن زمان افرادی زندگی می‌کردند که «نخبه‌گرا» یا «طرفدار علم» بود. آنها بر این باور بودند که راه پیشرفت از علم می‌گذرد. در میان اندیشمندان جامعه‌شناس نیز برای اشاره به افرادی که باور داشتند در بررسی موضوعات اجتماعی نیز باید همان فنون علمی شیمی، ریاضی و فیزیک را به کار برد؛ اصطلاح «پوزیتیپیست» را به کار می‌بردند. سن سیمون نیز از همین گروه بود. او حس می‌کرد که سرمایه‌داران در حال گرفتن جای اشرافیت فئودال و زمین‌داران هستند و بر این باور بود که سرمایه‌های اقتصادی می‌بایست به روش سوسیالیستی برنامه‌ریزی شوند تا جلوی اعتراضات گرفته شود. اما دقت کنیم که سن سیمون در این موضوعات تندرو نبود.

نکته قابل توجه آن است که در این زمان هنوز کلمه‌ی «جامعه‌شناسی» متولد نشده بود؛ کلمه‌ای که مدتی بعد توسط منشی و شاگرد سن‌سیمون برای اولین بار به کار رفت.

اگوست کنت؛ پدر جامعه‌شناسی

اگرچه پیش از او متفکران بسیاری درباره جامعه سخن گفته بودند، اما اگوست کنت نخستین اندیشمندی بود که به صورت رسمی تلاش کرد مطالعه جامعه را به یک علم مستقل تبدیل کند و شروع کرد به شکل دادن به یک ساختار پیشرفته و پیچیده درباره علم جامعه‌شناسی که اکنون اندک اندک با آن آشنا می‌شویم.

اگوست کنت بر این باور بود که علت انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی، جنبش روشن‌اندیشی بوده است؛ جنبشی که که عامل تمام انقلابها و آشوبهاست. او نیز همچون استادش یک پوزیتیپیست بود و بر استفاده از روش‌های علمی تاکید می‌کرد. این تاکید به حدی بود که اصطلاح درخشان «فیزیک اجتماعی» را برای اولین بار به کار برد؛ همان اصطلاحی که بعدها به«جامعه‌شناسی» (Sociology) تغییرش داد.

کنت بازگشت به قرون وسطی را امکان‌پذیر نمی‌دانست زیرا در دیدگاه او پیشرفت علم و صنعت این بازگشت را دشوار کرده است و حالا با استفاده از علم می‌بایست قوانین زندگی اجتماعی را کشف کنیم همانطور که علوم دیگر، قوانین طبیعت را کشف کرده‌اند. او برای کشف قوانین زندگی اجتماعی یک نظریه مطرح کرد.

نظریه پویایی و ایستایی اجتماعی

زمانیکه کنت شروع به ایجاد مفاهیم جدی و رسمی برای توضیح تغییرات جوامع کرد، برای مطالعه جامعه و قوانین آن دو مفهوم مهم را مطرح کرد:

ایستایی اجتماعی

که شامل مطالعه ساختارهای موجود جامعه مانند خانواده، دین و حکومت است.

پویایی اجتماعی

که مطالعه‌ی تغییرات و تحولات اجتماعی در طول زمان را در بر می‌گیرد و مقصود از آن دگرگونی‌ها و اصلاحاتی هستند که در گذر زمان در جوامع رخ می‌دهند. کنت اعتقاد داشت فهم تغییرات اجتماعی برای پیشرفت جوامع اهمیت ویژه‌ای نسبت به فهم ایستایی اجتماعی دارد.

امّا این دو مفهوم دقیقاً به چه معنا هستند؟

فرض کنید یک جامعه‌شناس در سال ۱۳۸۵ وارد یک کافه شود. در آن لحظه او چه خواهد دید؟ احتمالاً در آن لحظه بیشتر مردم یا روزنامه می‌خوانند یا با کسی که روبه‌رویشان نشسته حرف می‌زنند. یک منوی ساده، دکور ساده و کارکنان معمولی کافه فضای آن زمان را تشکیل می‌داد.

حالا اگر همان جامعه‌شناس در سال ۱۴۰۵ وارد همان کافه شود، چه خواهد دید؟ شاید شش نفر که دور یک میز نشسته‌اند اما هر شش نفر مشغول نگاه کردن به موبایل خود هستند، منوی متنوع، دکوراسیون خاص، کارکنانِ آموزش دیده همگی در کنار هم فضای جدیدی را ساخته‌اند

آن چیزی که تغییر کرده، یعنی نحوه معاشرت انسان‌ها، «پویایی اجتماعی» است. اما اینکه هنوز «کافه»، محلی برای ملاقات و تعامل اجتماعی است، «ایستایی اجتماعی» محسوب می‌شود.

یک مثال دیگر:

اگر از پدربزرگ یا مادربزرگ خود درباره دوران جوانی‌شان بپرسید، احتمالاً متوجه می‌شوید که شیوه آشنایی افراد، ازدواج، کار کردن، تفریح و حتی لباس پوشیدن با امروز تفاوت زیادی داشته است.

این تغییرات نمونه‌ای از «پویایی اجتماعی» هستند. اما در عین حال نهاد خانواده هنوز وجود دارد و انسان‌ها همچنان نیازمند روابط اجتماعی هستند. این بخش پایدار جامعه نمونه‌ای از «ایستایی اجتماعی» است.

تاکید اگوست کنت بر مفهوم پویایی اجتماعی، نشان‌دهنده علاقه او به اصلاحات بیش از انقلابهاست چرا که حس می‌کرد تکامل طبیعی جامعه و اصلاحات آرام برای بهبود اوضاع بهتر است. او آنچنان به این رویکرد تکاملی تاکید کرد که پس از مطالعه‌ی تاریخ جهان، یک نظریه تکاملی اجتماعی یا قانون سه مرحله‌ای ارائه داد.

قانون سه مرحله‌ای اگوست کنت

کنت در کنار نظریه ایستایی و پویایی، بحث دیگری را نیز مطرح کرد. او معتقد بود همه جوامع، گروه‌ها و حتی ذهن‌ها برای رشد و تکامل از سه مرحله تاریخی عبور می‌کنند:

۱. مرحله الهیاتی یا خداشناختی

مرحله‌ای است که تا سال ۱۳۰۰ میلادی،  جهان در آن مرحله بود، بنیاد هر چیزی بر قدرتهای فراطبیعی و صورت‌های مذهبی استوار بود و همه چیز ساخته و پرداخته خدایان بودند. او این مرحله را «مرحله الهیاتی» نام نهاد. در این مرحله انسان‌ها رویدادهای جهان را با نیروهای ماورایی و خدایان توضیح می‌دهند. این مرحله تحت سلطه‌ی کاهنان است و ساختن خانواده یک الگوی مهم اجتماعی است.

۲. مرحله مابعدالطبیعی

مرحله دوم مرحله‌ای است که از ۱۳۰۰ تا ۱۸۰۰ میلادی  به طول انجامید. در این دوران بنیاد همه چیز بر طبیعت و نیروهای طبیعی -نه خدایان- بودند. در این دوره، پدیده‌ها با مفاهیم انتزاعی و نیروهای طبیعی تبیین می‌شوند. این مرحله شبیه قرون وسطی و عصر رنسانس و تحت تسلط مردان کلیسا و حقوقدانان است و ساختن دولت، اهمیت اجتماعی دارد.

۳. مرحله اثبات‌گرایی

جهان از سال ۱۸۰۰ وارد مرحله سوم شد که شاخص آن اعتقاد به علم است. در «مرحله اثباتگرایانه»  انسانها گرایش دارند که از جستجوی علتهای مطلق همچون خدا و طبیعت دست بردارند و به مشاهده‌ی جهان طبیعی و اجتماعی برای کشف قوانین علمی حاکم بر آنها تاکید می‌کنند. در این مرحله، انسان‌ها برای شناخت جهان به مشاهده، تجربه و روش علمی تکیه می‌کنند. مرحله سوم تحت تسلط مدیران صنعتی و دانشمندان است و اهمیت به کل نوع بشر موضوع بحث خواهد بود. کنت باور داشت جامعه مدرن در مسیر رسیدن به این مرحله قرار دارد.

او معتقد بود در طول تاریخ اجتماعی زندگی، تنها زمانی اغتشاش‌ها و آسیب‌ها متوقف می‌شوند که به مرحله سوم رسیده باشیم و اثبات‌گرایی بر جهان نظارت تام پیدا کند. اما راه رسیدن به مرحله سوم، انقلاب نیست بلکه در فرایند تکامل ما به تدریج به این مرحله خواهیم رسید. کنت تاکید می‌کند که «جامعه‌شناسی» و علوم دیگر ما را در رسیدن سریع‌تر به این مرحله یاری می‌کنند و در آن زمان، جهان اجتماعی وضعیت بهتری خواهد یافت.

کنت: جهان به اندازه کافی نابه‌سامان است و نیازی به انقلاب برای افزایش نابه‌سامانی نیست. 

برای مثال فرض کنید چراغ ماشین روشن نمی‌شود و سه نفر کنار ماشین هستند:

نفر اول نماینده مرحله الهیاتی است و می‌گوید: «حتماً جن‌ها ناراحت شده‌اند.» 

نفر دوم نماینده مرحله‌ی مابعدالطبیعی است و این طور فکر می‌کند که: «انرژی‌های کیهانی امروز مناسب نیستند.»

نفر سوم نماینده مرحله اثبات‌گرایی است و می‌گوید: «اول باتری را چک کنیم.»

کنت عاشق نفر سوم بود. او می‌گفت به جای حدس و گمان، داده جمع کنیم و ببینیم واقعاً چه اتفاقی افتاده است.

اجازه بدهید با یک مثال دیگر اندکی در این موضوع عمیق ‌شویم:

فرض کنید در سرزمینی قحطسالی بزرگی رخ داده است و مردم می‌خواهند بدانند علت آن چیست.

مرحله الهیاتی: «خدایان از گناهان ما خشمگین شده‌اند.» 
در این مرحله، مردم علت قحطسالی را خشم خدا، اراده نیروهای ماورایی یا مجازات گناهان انسان‌ها می‌دانند. در این مرحله توضیح پدیده‌ها بر اساس عوامل الهیاتی ارائه می‌شود.

مرحله مابعدالطبیعی: «احساس می‌کنم کشورهای همسایه در حال ارسال انرژی‌های منفی و مرموزی به سمت ما هستند.»

در مرحله مابعدالطبیعی، توضیحات مذهبی کم‌رنگ‌تر می‌شوند اما هنوز تبیین‌ها علمی نیستند. افراد ممکن است از مفاهیمی کلی و انتزاعی مانند «طبیعت»، «سرنوشت» یا «نیروهای پنهان جهان» برای توضیح قحطی استفاده کنند.

مرحله اثبات‌گرایانه: «باید میزان بارندگی، دمای هوا، وضعیت رودخانه‌ها، الگوهای اقلیمی، آفات کشاورزی و شیوه‌های مدیریت منابع را بررسی کنیم.»

در این مرحله انسان‌ها و دانشمندان به جای توسل به نیروهای فراطبیعی یا مفاهیم انتزاعی، به جمع‌آوری داده‌ها و مشاهده روی می‌آورند. آن‌ها میزان بارندگی، دمای هوا، وضعیت رودخانه‌ها، الگوهای اقلیمی، آفات کشاورزی و شیوه‌های مدیریت منابع را بررسی می‌کنند تا علت قحطسالی را کشف کنند.

اگوست کنت معتقد بود تاریخ اندیشه بشر به تدریج از توضیح‌های الهیاتی و مابعدالطبیعی فاصله گرفته و به سمت توضیح‌های علمی و مبتنی بر مشاهده حرکت کرده است. دقت کنیم که مقصود تحول ناگهانی از یک مرحله به مرحله‌ی دیگر نیست بلکه مقصود آن است که این تحول تدریجی است و همچنین در هر مرحله می‌توان نشانه‌هایی از مراحل بعدی دید برای مثال حتماً در مرحله الهیاتی نیز افرادی زندگی می‌کنند که به شیوه علمی علاقه‌مندند امّا در اقلیت هستند پس هر مرحله از این تکامل از دلِ مرحله‌ی قبل پدید آمده است.

گذار از یک نظام اجتماعی به نظامی دیگر، هرگز نمی‌تواند پیوسته و مستقیم باشد.در حقیقت ما ابتدا یک دوره از نظم و توازن را داریم که ذرات نامنظم کمی نیز در آن حرکت می‌کنند. در پایان این دوره، نظم‌ها تغییر کرده‌اند و یک وضع نابسامان انتقالی وجود دارد که گاه تا چند نسل به درازا می‌کشد. در این دوره‌ بحرانی، یقین‌های کهن سست می‌شوند و سنت‌ها بی‌اعتبار می‌گردند؛ همین دوره‌ها هستند که انسان‌های شیفته‌ی نظم را نگران می‌سازند امّا پیش‌درآمد ضروری برای یک نظم تازه هستند. علت این تغییرها عمدتاً تغییر در شرایط فکری کل جامعه است امّا تقسیم کار، افزایش جمعیت، شکل‌گیری نیازهای تازه و ... نیز تاثیری بر سرعت بخشیدن به این روندها دارند.

در انتها اگر بخواهیم محورهای تفکر کنت را خلاصه کنیم موارد زیر پراهمیت‌ترین محورهاست:

  • محافظه‌کاری
  • اصلاح‌گرایی
  • علم‌گرایی
  • دیدگاه تکاملی

او آرمان جامعه‌شناسی را نه انقلاب‌ها بلکه تحقیقات اجتماعی، آزمایشگری، گرداوری داده‌ها، کشف روابط پدیده‌ها و تحلیلهای تاریخی می‌دانست؛ در حقیقت او یک نخبه‌گرا بود و معتقد بود جامعه‌شناسی باید یک نیروی علمی مسلط شود و قوانین اجتماعی را کشف و تفسیر کند و اصلاحاتی را با هدف حل مسائل ارائه دهد.

کنت معتقد بود تا زمانیکه انسان‌ها باور دارند که رویدادهای اجتماعی بدون پیروی از هیچ قانونی و به صورت خودسرانه یا بر اثر دخالت تصادفی یک قانونگذار بشری یا ایزدی پیوسته دستخوش آشفتگی‌اند، هرگونه پیش‌نگری علمی این رویدادها امکان‌ناپذیر خواهد بود و بهبود زندگی رخ نخواهد داد.

روش تحقیق اگوست کنت در کشف قوانین اجتماعی

کنت برای کشق قوانین نظم اجتماعی به سراغ همان ابزارهایی رفت که علوم طبیعی از آن بهره می‌گرفتند؛

الف) مشاهده

مشاهده به معنای صرف دیدن نیست، بلکه هدف از مشاهده آن است که پژوهشگر ابتدا درباره یک پدیده اجتماعی نظریه‌ای مطرح می‌کند و سپس بدون دخالت در آن، شواهد لازم را برای بررسی درستی یا نادرستی نظریه جمع‌آوری می‌کند. برای مثال، شما این نظریه را مطرح می‌کنید که هرچه ارتباط همسایه‌ها با یکدیگر بیشتر باشد، میزان رعایت نظافت محله نیز بیشتر خواهد بود. این فقط یک فرضیه است. حالا برای تحقیق روی این نظریه و استفاده از روش «مشاهده»، در چند محله حضور پیدا می‌کنید و فقط رفتار مردم را ثبت می‌کنید؛ برای مثال، تعداد دفعاتی را که همسایه‌ها با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند، به هم کمک می‌کنند یا در فضای عمومی با هم تعامل دارند، یادداشت می‌کنید. هم‌زمان، وضعیت نظافت همان محله‌ها، مانند میزان زباله‌های رهاشده در خیابان یا تمیزی فضاهای عمومی را نیز ثبت می‌کنید، بدون آنکه با مردم صحبت کنید یا تغییری در شرایط ایجاد نمایید. در پایان بررسی می‌کنید که آیا محله‌هایی که تعامل اجتماعی بیشتری میان ساکنان آنها وجود دارد، واقعاً از نظافت بیشتری نیز برخوردار هستند یا خیر. اگر این دو دسته اطلاعات با یکدیگر همخوانی نداشته باشند، احتمالاً نظریه اولیه شما نادرست یا دست‌کم ناقص بوده است.

ب) آزمایش:

آزمایشگری مستقیم در جهان انسانی امکان‌پذیر نیست امّا هرگاه که مسیر عادی یک پدیده به صورتی مشخص دستخوش آشفتگی گردد، آزمایشگری می‌تواند انجام پذیرد. 
آزمایش به این معناست که پژوهشگر برای بررسی یک نظریه، به‌صورت کنترل‌شده در یک عامل مداخله می‌کند تا ببیند این تغییر چه تأثیری بر پدیده اجتماعی می‌گذارد. برای مثال، شما نظریه‌ای مطرح می‌کنید که نصب سطل‌های تفکیک زباله در محله‌ها باعث افزایش مشارکت مردم در بازیافت می‌شود. این فقط یک فرضیه است. حالا برای تحقیق روی این نظریه، در چند محله سطل‌های تفکیک زباله نصب می‌شود، اما در چند محله مشابه هیچ تغییری ایجاد نمی‌کنید. این کار یک ابزار «آزمایش» است. سپس برای چند ماه میزان زباله‌های بازیافتی هر محله را ثبت و مقایسه می‌کنید. اگر محله‌هایی که سطل‌های جدید دریافت کرده‌اند افزایش محسوسی در بازیافت داشته باشند، نظریه شما تقویت می‌شود؛ اما اگر تفاوتی مشاهده نشود، احتمالاً عامل دیگری در مشارکت مردم نقش داشته است.

ج) مقایسه: 

مقایسه به محو روحیه‌ی مطلق‌گرایی و درهم کوبیدن آیین‌های سفسطه‌آمیز کمک می‌کند به طور مثال مقایسه جامعه حیوانی با جامعه‌ی انسانی به شناخت مرز میان انسان و حیوان کمک شایانی می‌کند اما مقایسه‌های درون بشری اهمیت بیشتری دارند برای مثال در جامعه‌شناسی مقایسه‌ی همزمان حالت‌های گوناگون و مستقل جامعه‌ی بشری در بخش‌های کره زمین بسیار مهم و تاثیرگذار است چرا که با این روش مراحل گوناگون تکامل بشری را می‌توان در یک زمان مشاهده کرد زیرا در یک زمان مشخص اقوام گوناگون درجات تحول متفاوتی را نشان می‌دهند.
مقایسه به این معناست که پژوهشگر بدون دخالت در جامعه، دو یا چند گروه، منطقه یا جامعه را که از قبل با یکدیگر تفاوت دارند بررسی می‌کند تا ببیند آیا نظریه او درست است یا خیر. برای مثال، نظریه شما این است که هرچه امکانات فرهنگی یک محله بیشتر باشد، میزان مشارکت اجتماعی ساکنان آن نیز بیشتر است. برای بررسی این نظریه، دو محله را انتخاب می‌کنید؛ یکی با کتابخانه، فرهنگسرا و مراکز فرهنگی متعدد و دیگری با امکانات فرهنگی بسیار محدود. سپس میزان حضور مردم در فعالیت‌های داوطلبانه، انجمن‌های محلی یا برنامه‌های اجتماعی را در هر دو محله اندازه‌گیری و با یکدیگر مقایسه می‌کنید. اگر محله دارای امکانات فرهنگی مشارکت اجتماعی بیشتری داشته باشد، نظریه شما تقویت می‌شود؛ در غیر این صورت، احتمال دارد عوامل دیگری در این موضوع مؤثر باشند.

د) روش تاریخی:

کنت معتقد است علم جامعه‌شناسی از همه بیشتر بر روش تاریخی تاکید می‌کند؛ مقایسه‌ی تاریخی حالت‌های متوالی بشریت ما را به شیوه‌های تکامل جوامع در طول تاریخ می‌رساند و بنیان مهمی برای کشف قوانین اجتماعی زندگی بشر است.
روش تاریخی به این معناست که پژوهشگر برای شناخت یک پدیده اجتماعی، گذشته و روند تغییرات آن را بررسی می‌کند. برای مثال، شما نظریه‌ای مطرح می‌کنید که با گسترش شبکه‌های اجتماعی، مشارکت مردم در فعالیت‌های حضوری محله کاهش یافته است. برای بررسی این نظریه، اسناد، گزارش‌های شهرداری، آمار انجمن‌های محلی و اخبار مربوط به بیست سال گذشته را مطالعه می‌کنید تا ببینید تعداد افراد شرکت‌کننده در برنامه‌های محلی در طول زمان چه تغییری کرده است. سپس این روند را با زمان گسترش شبکه‌های اجتماعی مقایسه می‌کنید. اگر مشخص شود که هم‌زمان با افزایش استفاده از شبکه‌های اجتماعی، مشارکت حضوری مردم نیز کاهش یافته است، نظریه شما تقویت می‌شود؛ اما اگر چنین روندی وجود نداشته باشد، باید به دنبال عوامل دیگری برای توضیح این پدیده اجتماعی بود.

آنچه نباید فراموش شود آن است که کنت برای تحول جامعه‌شناسی، بنیادی را فراهم کرد که هنوز استفاده می‌شود؛ اگرچه حجم اهمیت آن در مقابل تاثیر شگفت وارثان بعدی افکارش، رنگ می‌بازد. امروزه ما هر روز نمونه‌هایی از رویکرد کنت را می‌بینیم. فرض کنید مردم احساس می‌کنند جرم در شهر افزایش یافته است. یک نگاه غیرعلمی(غیراثبات‌گرا/ غیرپوزیتیو) ممکن است تنها بر اساس اخبار یا تجربه شخصی قضاوت کند. اما یک جامعه‌شناس ابتدا آمار جرم، تغییرات جمعیتی، وضعیت اقتصادی و داده‌های چند سال گذشته را بررسی می‌کند و سپس نتیجه می‌گیرد.

به همین دلیل است که بسیاری از تصمیم‌های دولت‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌ها بر پایه نظرسنجی‌ها، آمارها و تحقیقات اجتماعی انجام می‌شود؛ رویکردی که ریشه آن را می‌توان در اندیشه‌های اگوست کنت مشاهده کرد.

درود
هنگام به کام
فرهنگ‌دوست عزیز
عضویت در باغ‌آینه، رایگان و سریع است و کافی‌ست برای خودتان نام و رمز عبور تعیین کنید.
شما با عضویت در باغ‌آینه، به بخشی از درس‌های باغ‌آینه دسترسی پیدا می‌کنید.
همچنین اگر از عضویت در باغ، رضایت داشتید می‌توانید با خرید اشتراک به تمام نوشته‌های اختصاصی باغ نیز دسترسی پیدا کنید.
دوست عزیز؛
اگر با باغ‌آینه آشنا نیستید و ترجیح می‌دهید درباره باغ بیشتر بدانید، می‌توانید بخش درباره ما را مطالعه کنید یا به نظرات دانشجویان باغ، نگاهی بیندازید و دقیق‌تر به این پرسش فکر کنید که آیا باغ‌آینه برای شما مناسب است یا نه؟

تمرین:

یکی از موارد زیر را انتخاب کنید و یک مثال از جامعه امروزی را برای آن بیان کنید:

انقلاب صنعتی | نظریه پویایی و ایستایی اجتماعی اگوست کنت | جنبش کارگری | پوزیتیویسم | قانون سه مرحله‌ای کنت 

آیا خواندن این محتوا برای شما مفید بود؟