اگر حافظ نبود؛ چه چیزی را از دست میدادیم؟
ارج و ارزش هرکسی زمانی روشنتر میشود که از خود بپرسیم: اگر «او» نبود، چی میشد؟
یعنی؛ با بودنش چه ثمری داشت که در نبودنش کسی نمیتوانست جای او را پر کند.
حالا که سخن از خواجه حافظ شیرازی به عنوان پیشروترین شاعر فارسی زبان در شناخت فرهنگ و هویت ایرانی به میان آمده است، این پرسش معنا و عمق تازهای مییابد.
اگر حافظ نبود
ما چه چیزهایی را نمیدیدیم
و چه چیزهایی را از دست میدادیم و از چه چیزهایی محروم بودیم؟
آشنایی با دورهٔ «دَمی پیشِ دانا | حافظ»
دکتر محمود عبادیان در کتاب ارزشمند خود «آنچه خوبان همه دارند» توضیح میدهد که چرا حافظ، جامعترین تصویر از فرهنگ و روحیه ایرانیان را در شعر فارسی ارائه کرده است.
ایشان میگوید:
«اگر میخواهید ایران را بشناسید، حافظ بخوانید و اگر میخواهید حافظ را بفهمید، ایران را بشناسید.»
این نگاه، بنیان دورهی دَمی پیش دانا | حافظ است؛ دورهای که در آن شعر حافظ نه فقط از منظر ادبی، بلکه بهعنوان یک راهنمای شناخت فرهنگ ایرانی، شیوه اندیشیدن، و جهانبینی شاعر بررسی میشود.
اگر به دنبال درک عمیقتر از حافظ، زبان استعاری او و تاثیرش بر هویت ایرانی هستید، این بخش از دوره میتواند نقطه ورود شما باشد.
چه نیازی به حافظ هست؟ حافظ به چه درد امروز ما میخورد؟
شاید برای بسیاری این پرسش پیش بیاید که در روزگار پرشتاب و مدرن امروز، خواندن دیوان حافظ چه ضرورتی دارد؟
آیا شعر حافظ شیراز صرفاً یادگاری از گذشته برای شبهای یلدا و نوروز است یا میتواند در زندگی امروز ما نیز نقش داشته باشد؟
واقعیت این است که حافظ از معدود شاعرانی است که با زبانی به ظاهر ساده، پیچیدهترین گرههای ذهنی و روحی ما را باز میکند و به پرسشهای عمیق ما درباره زندگی پاسخ میدهد. به همین دلیل است که حافظ فقط شاعر قرن هشتم نیست؛ او همصحبت انسان امروز است. با حافظ میتوان در کافهها نشست و ساعتها گفتگو کرد، از او پرسید و پاسخهایی شگفتانگیز دریافت کرد؛ پاسخهایی که کاملاً مناسب زندگی مدرن امروز است.
۱. پرورش پرسشگری در شعر حافظ
از مهمترین مواردی که میتوان از حافظ آموخت آن است که شبیه دوستی است که به شما زوایایی از حقیقت را نشان میدهد که هرگز ندیدهاید. حافظ با طرح پرسشهای عمیق و گاه چالشبرانگیز، مخاطب را ترغیب میکند تا نگاهی نقادانه به اطراف خود و پاسخهای رایج جامعه داشته باشد. او به ما یاد میدهد که “چرا”، کلید درک عمیقتر جهان است.
۲. مواجهه با شک و تردید مانند خیام
دیوان حافظ، که بهحق تحت تأثیر اندیشههای خیام سروده شده، سرشار از تأمل در باب تردید و عدم قطعیت است. این مواجهه با شک، نهتنها ترسناک نیست، بلکه دریچهای به سوی پذیرش پیچیدگیهای زندگی و دوری از نگاههای سیاه و سفید میگشاید.
۳. حافظ در عبور از پاسخهای کلیشهای
کسی که پرسشگری را میآموزد، دیگر به سادگی پاسخهای از پیش تعیینشده و کلیشهای جامعه را نمیپذیرد. حافظ ما را تشویق میکند تا استقلال فکری خود را بیابیم و به دنبال ساختن هویت منحصر به فرد خویش باشیم. موضوعی که در دنیای امروز دورههای تخصصی بسیاری برای آموزش آن برگزار میشود، در شعر حافظ شیراز با چند بیت ساده آموزش داده میشود.
۴. حافظ؛ پیرو آزاداندیشی و شفافیت و مبارز راستین علیه ریاکاری
هیچ شاعری در فرهنگ ما به اندازه حافظ، با ریاکاری و تضاد بین گفتار و رفتار مبارزه نکرده است. او با طعنه، شوخی و گاه جدیت، همواره بر اهمیت صداقت، شفافیت و هماهنگی درونی تأکید دارد.
ارادهی معطوف به آزادی:
در درون هر کدام از ما نیرویی درونی(=اراده) وجود دارد که انسان را به سمت رهایی از اجبار و تحمیلها(=معطوف به آزادی) سوق میدهد. یعنی افراد میل به رهایی و خودمختاری دارند و با این احساس آزادی است که به سمت باورهای مختلف و متنوع گرایش پیدا میکنند. حافظ یکی از طرفداران این نوع از اراده و تقویت آن است؛ شما هر غزلی از حافظ بخوانید متوجه میشوید حافظ به تمام افکار، اندیشهها، فرهنگها، قشرها و گروههای جامعهی ایران توجه داشته است و همهی آنها به راحتی در نزد حافظ مطرح شدهاند. نکته قابل توجه آن است که هیچ شاعری در ایران به این حد اینگونه نمیاندیشد. شاعران اغلب خط قرمزهایی دارند و چارچوبهای فکری مشخصی دارند که تمایل دارند رعایت شود اما در مورد حافظ اینگونه نیست. او به این نیروی درونی و میل انسانها برای رهایی از اجبارها احترام خاصی قائل است و انسانها نزد او آزادند تا به هر شیوهای بیندیشند.
بخش قابل توجهی از جهان حافظ، نقد ریاکاری است چرا که همهی ما ایرانیان نسلبهنسل زیر ضربههای ریاکاری متولد میشویم. ما در این شرایط و زیر ضربههای استتار به دنیا میآییم پژمرده میشویم و میمیریم. در اینجا مقصود ما از ریاکاری به معنای وسیع کلمه است و معنای مذهبی صرف آن مدنظر نیست؛ بلکه چند شخصیتی بودن، پنهانکاری، استتار داشتن، ناتوانی در بیان شفاف خویشتن است.
به قول حافظ: رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
ما بسیار آزار میبینیم چرا که فضایی برای بیان حرف دل خود، رنجها یا خواستههای درونی خود نداریم و انسان در چنین شرایطی به تدریج فرسوده میگردد. حافظ این وضعیت را به خوبی میشناسد، زیرا خود نیز در همین فضا رشد کرده است.
۵. حافظ و حفظ انسانیت در هر زمان
یکی از مهمترین ویژگیهای شعر حافظ این است که در هر حال، جایگاه انسان را حفظ میکند.
در حقیقت حافظ چه در غزلهای عرفانی، چه در شعرهای شاد و سرمستانه، و چه در توصیف طبیعت، همیشه از زاویهای سخن میگوید که انسانیت فراموش نشود. در جهانبینی حافظ، زندگی فقط ریاضت و خشکی نیست؛ به همین دلیل، خواندن حافظ فقط آشنایی با یک شاعر نیست؛ بلکه تمرینی برای حفظ انسانیت در زندگی امروز است.
۶. حافظ و مبارزه علیه خشم، نفرت و جهل
حافظ با زبانی لطیف، طنزآمیز و عمیق، با مثلث تاریکِ خشم، نفرت و جهل مبارزه میکند.
در بسیاری از ابیات او، نقد ریاکاری، تنگنظری و نادانی دیده میشود؛ اما این نقد، خشن و مستقیم نیست، بلکه در قالب پرسشگری، با حفظ جایگا انسانها و با خلاقیت ویژه حافظ بیان میشود.
از همین رو، آموزش حافظ فقط آموزش شعر نیست، بلکه یادگیری نوعی نگاه روشنتر و انسانیتر به جهان است که چه بسا آموزش آن بتواند سهمی در کاهش این حجم از خشم و نفرت و جهل در جهان داشته باشد.
هیچ چیز به اندازهی نفرت انسانها را دور هم جمع نمیکند.
۷. حافظ و پذیرش تفاوتها برای رسیدن به آزادی
یکی از حافظانهترین(!) درسهای مهم حافظ شیرازی، پذیرش تفاوتها و کنار هم چیدنِ تناقضهای زندگی است.
در زندگی فردی و اجتماعی، همیشه همه چیز یکدست و ساده نیست؛ انسان با تضادها، ناهمسازیها و موقعیتهای پیچیده روبهرو میشود.
حافظ استادِ همنشین کردنِ ناهمسازهاست؛ یعنی به ما یاد میدهد برای رسیدن به آزادی در جهان میبایست این تضادها و تناقضها را کنار هم بچینیم تا آن زندگی زیبا که در تصور ما هست، تحقق پیدا کند
این نگاه، یکی از مهمترین دلایل ماندگاری شعر حافظ در فرهنگ ایرانی است.
۸. تعادل داشتن در نگاه حافظ
تعادل در شعر حافظ یعنی:
حافظ از یک سو با خشکاندیشی فقها، زهدِ خستهکننده و انکار لذتهای زندگی موافق نیست؛ و از سوی دیگر، با بیخودی و سرمستیِ بیحساب هم همراه نمیشود.
در نگاه او، انسان باید لذت را بشناسد، اما آن را سنجیده و مسئولانه تجربه کند؛ لذتی که به دیگران آسیب نرساند و رنج آنان را بیشتر نکند.
در اینجا ذکر این نکته حائز اهمیت است که ما در مکاتب مختلف جهان چند نوع لذتگرایی داریم که برای فهم حاف به دو مورد آن اشاره میکنیم:
الف) لذتگرایی سنجیده (نزدیک به اپیکوریسم و رواقیگری):
این نوع از لذتگراها بر این باورند که زندگی کوتاه است و غنیمتشمردنِ دم از اولویتهای آنهاست اما برای ایشان مهم است که به دیگران آزار نرسانند. درواقع در این گروه به نتیجه لذت توجه میگردد تا مبادا رنج و درد دیگران را افزایش دهند. لذتگرایی حافظ از این دسته است.
فرصت شمار صحبت...
ب) لذتگرایی نسنجیده (نزدیک به هدونیسم):
آریستیپوس یونانی که از سردمداران این نوع از لذتگرایی است بر این باور است که خیر اصلیِ زندگی در لذت است یا به عبارتی معیار زندگی خوب، تجربهی لذت است و در لذتگرایی نیازی نیست به عواقب فکر شود. پس اگر آسیبی به کسی رسید یا بر رنج دیگران اضافه شد، اشکالی ندارد. او به شیوهای اکنونمحور معتقد بود در زندگی مهم لذت بردن از تجربیات حسی در ابعاد مختلف است تا انسان بتواند از درد بگریزد و فکر کردن به عواقب میتواند ما را از کمال لذت محروم کند.
به همین دلیل، لذتگرایی در شعر حافظ را میتوان لذتگرایی سنجیده و اخلاقی دانست؛ نوعی نگاه به زندگی که هم از زیباییها بهره میبرد و هم حرمت انسانها را نگه میدارد.
این تعادل، یکی از مهمترین رازهای جذابیت و ماندگاری اشعار حافظ در ذهن و زندگی مخاطب امروز است.
۸. تفکر نقادانه و استقلال ذهن در شعر حافظ
حافظ تنها یک شاعر کلاسیک نیست بلکه او متفکری است که ذهنی تحولگرا دارد. ذهنی که به راحتی تحت تاثیر تبلیغات عموم، کلیشهها، ترندهای بازاری و موجهای اجتماعی قرار نمیگیرد. حافظ شیراز تحت تاثیر فالوورها و به دنبال جلب توجه جمع نیست؛ در واقع افکار عمومی جامعه یک چیز است و حافظ، این افکار عمومی را تصفیه و فیلتر میکند، دربارهی آنها میاندیشد و سپس موضع خود را شکل میدهد
حاصل این تفکر مستقل یک نوع ساختارشکنی عمیق است که بیش از همهی شعرا در شعر حافظ میتوان دید.
این روزها بحث تفکر نقادانه بسیار مطرح میشود؛ اینکه شما بر اساس استدلال، تحلیل متن و اندیشه نظر بدهید؛ نه صرفاً بر اساس شهرت گوینده یا سلیقه شخصی. در تفکر نقادانه شما بر اساس استدلالها ممکن است سه موضع در مقابل یک نظر داشته باشید:
- موافقم
- مخالفم
- نمیدانم و باید بیشتر بررسی کنم.
جالب اینجاست که در میان شاعران بزرگ ایرانی، هر کدام با استدلالهایی که مطرح میکنند به یکی از این ابعاد نزدیکتر میشوند. خیام بیشتر به نمیدانم نزدیک میشود و مولانا طرفدار میدانم و قطعیت است. امّا حافظ هر سه وضعیت تفکر نقادانه را با هم دارد؛ گاهی موافق است، گاهی مخالفت میکند و گاهی با تردید و تعلیق به جهان نگاه میکند.
همین ویژگی باعث میشود شعر حافظ برای تمام گروههای جامعه در دورهی معاصر همچنان زنده و قابل فهم باشد.
چه معیارهایی را برای تفسیر اشعار دیوان حافظ باید در نظر بگیریم؟
تصور کنید شما در طول کل مسیر زندگی خود یکبار از جلوی مسجد رد شوید، در آنجا نمازی بخوانید، از خود ویدیویی بگیرید و بگویید بسیار لذت بردم. آیا دقت دارید که این یکبار دلالت بر آن نمیکند که شما به صورت کلی به نماز جماعت ارادت دارید و همیشه در نماز جماعت شرکت کردهاید؟ معیار ما برای تفسیر شما رفتارهایی خواهد بود که شما مکرراً انجام دادهاید
در حقیقت ما آن چیزی هستیم که تکرار میکنیم. آن چیزی که در زندگی ما تکرار میشود ما آن هستیم.
درباره تفسیر اشعار حافظ نیز همین مطلب صادق است. ما با معیارهایی که بالاتر گفته شد میخواهیم وارد دیوان حافظ شویم. حال تصور کنید اگر معیارها تغییر کنند آنگاه میبایست استدلالها و شواهد دیگری آورده شود. برای مثال گاهی میگویند: حافظ ارادتمند علی بن ابیطالب بوده است. معیار ایشان برای ورود به حافظ، اثبات عشق حافظ به حضرت علی است. پس با این معیار وارد خوانش دیوان حافظ میشوند و به تفسیر و مطالعهی حافظ میپردازند.
نکتهی این کار در آنجا نهفته است که شما در انتخاب معیارها آزاد هستید امّا توجه بفرمایید که هر معیاری را بخواهید مطرح کنید میبایست میزان وسعت و شیوع آن معیار را بررسی کنید. برای مثال من میتوانم با معیار اثبات علاقهی حافظ به باغآینه وارد خوانش دیوان حافظ بشوم و با پیدا کردن اشعاری که در آنها باغ و آینه وجود دارند این علاقه را اثبات کنم امّا باید دقت کنم که در این مسیر آمار بسیار مهم است؛ یعنی میزان ابیاتی که با این استدلال من هماهنگ است میبایست به حد قابل قبولی باشد تا ادعای مرا متخصصان قبول کنند. اگر فقط چهار بیت از کل دیوان را شاهد ادعای خود بدانم، شاید فقط مادرم یا هممحلهایهایم قبول کنند اما متخصصان آن را نخواهند پذیرفت. درباره معیار علاقهی حافظ به حضرت علی نیز چنین است؛ شاید دوستان مدعی این استدلال را بپذیرند امّا در هیچ کجا این دیوان دلالتی بر عشق حافظ به حضرت علی یا محمد و ... وجود ندارد.
لطفاً دقت بفرمایید که مقصود ما از «در هیچ کجای دیوان حافظ»، آن نسخه از دیوان حافظ است که توسط متخصصان حوزه ادبیات تایید شده است وگرنه نسخههای تایید نشدهی بسیاری با ابیات جعلی ساخته شده است که در آنها حافظ فقط درباره حضرت علی سخن گفته است!!
حتماً شما هم در اینستاگرام با محتواهایی روبهرو شدهاید که در آنها گفته شده است:
چقدر سهراب سپهری زیبا گفته است که .... .
یا چقدر مولانا زیبا فرموده است که..... .
در بسیاری از موارد ما به عنوانان فعّالان حوزه فرهنگ میتوانیم یقین داشته باشیم که شعری که در ادامه این جملات گفته خواهد شد از سهراب سپهری نیست اگرچه آن گفته، گفتهی زیبایی است اما از آن سهراب یا مولانا نیست.
ما معیارهای خود را گفتیم و آمار پراکندگی آنها را نیز مطرح کردهایم و در ادامهی «دورهی دمی پیش دانا | حافظ» با جزئیات فراوان به بررسی موشکافانهی آن خواهیم پرداخت.
حافظ تنها شاعری است که تا این لحظهی گفتگوی ما خطوط فکری اش را کسی نشناخته است
اما همه این مطالب گفته شده در غزلیات او وجود دارد.
ما در دوره «دمی پیشِ دانا | حافظ» چه خواهیم کرد؟
اگر نوشته «آشنایی با دمی پیشِ دانا» را مطالعه کرده باشید، حتماً میدانید که هدف اصلی از دورههای دمی پیش دانا و فلسفه ایجاد این دورهها در باغآینه چیست. امّا در دوره مختص حافظ به این شیوه عمل خواهیم کرد:
به پرسشهای فراوانی درباره حافظ پاسخ خواهیم داد [از زندگی تا نقدها].
تمام غزلهای حافظ را مطالعه خواهیم کرد و با خوانشِ درست شعر حافظ آشنا خواهیم شد.
معنا و مفهوم کلیدواژهها و واژگان پربسامد و پرتکرار حافظ را به صورت عمیق مورد مطالعه قرار خواهیم داد؛ کلماتی که اگر کسی معنای آنها را نداند، شناخت حافظ بسیار دشوار خواهد بود.
با ذهن و زبان حافظ آشنا خواهیم شد.
و در نهایت در کنار حافظ مینشینیم و با چشمهای او به زندگی و هستی نگاه میکنیم.
ما در دمی پیشِ دانا میخواهیم دَمی را در کنار حافظ بنشینیم و یکبار برای همیشه دیوان حافظ را کامل و شفاف و دقیق بخوانیم و بفهمیم.
دورهٔ «دمی پیش دانا | حافظ» برای چه کسانی مفید است؟
انسانهایی که میخواهند حافظ را کامل بشناسند.
انسانهای که علاقه به شعر کلاسیک ایران و شناخت آن دارند.
انسانهایی که علاقهمند به شناخت جهانبینیهای خاص دارند.
انسانهایی که به نگریستن به یک موضوع از زاویه جدید علاقه دارند.
انسانهایی که در حوزه ادبیات فارسی کار میکنند یا به این حوزه علاقهمندند(از معلّمان تا دانشجویان و منتقدان).
انسانهایی که میخواهند مسیر «دموکراسی» را بشناسند.
انسانهایی که میخواهند سرمایههای ایران را بشناسند و در همه جای جهان افتخار کنند که ما این چنین سرمایههای درخشانی داریم.
دورهٔ «دمی پیش دانا | حافظ» برای چه کسانی مفید نیست؟
انسانهایی که از تکرار خسته نمیشوند و زندگی تکراری را بیشتر میپسندند.
انسانهایی که بر افکار خویش تعصّب دارند و حوصلهٔ پرسیدن و اندیشیدن ندارند و از این فرایند بیزارند.
انسانهایی که هنوز رازِ دلیلِ اهمیتِ نشست در کنار خردمندان را نمیدانند و متوجه نشدهاند که نشناختن خردمندان، هدردادن عمر است و شاعران را وارث آب و خرد و روشنی نمیدانند.
انسانهایی که خوانش درست اشعار و فهم آنها برایشان اهمیتی ندارد و یک شعر کوتاه در اینستاگرام که به اشتباه به حافظ نسبت داده شده است و اشتباه خوانده شده، برایشان کافی است.
انسانهایی که با زندگی معمول و پر از مشکلات و گرهها موافق هستند و به دنبال راهی برای زندگی بهتر و زیباتر نیستند.
انسانهایی که از لذتهای نهفتهٔ هستی بیخبرند و میخواهند خودشان به دست خودشان، عمر خود را کوتاه کنند.
دورهٔ «دمی پیش دانا | حافظ» چه تأثیری بر زندگی من دارد؟
سادهترین تأثیر آن اینست که در هر محفلی و مجلسی سخن از حافظ شود، با شناخت عمیقی که داریم میتوانم دقیقتر درباره این شاعر بزرگ ایران زمین اظهارنظر کنیم.
یاد میگیریم چگونه با ریاکاری مبارزه کنیم؟ «دموکراسی» چگونه محقق میشود؟
حافظ به ما میگوید چگونه در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و سیاسی، فردی و عاطفی، هنری و ادبی بالاترین کیفیت زندگی را داشته باشیم و همزمان دم را غنیمت شمریم و از زندگی نهایت لذّت را ببریم؟
با اشعار یکی از پنج شاعر بزرگ ایران آشنا میشویم و تفسیر، تحلیل و نقد دقیق آنها را میآموزیم.
متوجّه میشویم که با کلماتِ ساده و افعال ساده هم میتوان مفاهیمِ مهم و عمیق را بیان کرد و نیازی به کلمات عجیب نیست.
در آشنایی با جزئیات زندگی حافظ متوجّه میشویم که شاعر بزرگ، اشعار خود را زندگی میکند و تنها به سرودنشان اکتفا نمیکند.
با همکلاسیهای علاقهمند به ادبیات و حافظ آشنا میشویم.
تمرینهای خود را به اشتراک میگذاریم و تمرینهای همکلاسیها را مشاهده میکنیم و با نگرشهای متفاوت آشنا میشویم.
و در نهایت مهمترین تأثیر آن اینست که یک نگاه جدید به زندگی پیدا میکنیم.
آیا ما در این دوره به صورت کامل و جامع با حافظ آشنا میشویم؟
گمان نمیکنیم در حال حاضر دورهای جامعتر از دوره «دمی پیش دانا | حافظ» دربارهٔ خواجه حافظ شیراز وجود داشته باشد. امّا برای آنکه دقیقتر برای شما شرح دهیم بهتر است بگوییم که در این دوره همچون سایر دورهّای باغآینه به صورت کامل و جامع اشعار حافظ را زیر ذرّهبین میبریم و با تمام جزییاتی که در بخش بالا نیز ذکر شد، اشعار و دیدگاههای حافظ را بررسی میکنیم.
چگونه میتوان در این دوره شرکت کرد؟
در وبسایت باغآینه، شما -از هرکجای جهان- با تهیّه یک اشتراک میتوانید به همهٔ دورههای وبسایت باغآینه دسترسی داشته باشید.
منابع اصلی دورهٔ «دمی پیش دانا | حافظ» کدامها هستند؟
در هر جلسه، در صورت استفاده از منبع خاص، تکتک منابع مرتبط با آن جلسه ذکر میشوند و در پایان دوره نیز تمام منابع اصلی که کلّ دوره به کمک آنها تهیه شده است، یادداشت میشود.
آیا دورهها در سطحی هستند که بدون تخصّص ادبی بتوان به خوبی از آنها استفاده کرد؟
بله. تمام دورههای باغآینه به زبان ساده طرّاحی شده است تا فهم آن برای افراد با سطحهای مختلف و متفاوت، میسّر باشد. باغآینه در هر جلسه شما را همراهی میکند تا کاملاً در جریان کارگاه قرار بگیرید و تمام جزییات را بیاموزید. خوانش درسها آسان است و انجام تمرینهای هر درس نشان از آمادگی برای ورود به جلسه بعد خواهد بود.
هنگام به کام
فرهنگدوست عزیز
عضویت در باغآینه، رایگان و سریع است و کافیست برای خودتان نام و رمز عبور تعیین کنید.
شما با عضویت در باغآینه، به بخشی از درسهای باغآینه دسترسی پیدا میکنید.
- برخی درسهای وزارت مطالعه ( * )
- برخی درسهای دمی پیش دانا ( * )
- برخی جلسات کتابخوانیها ( * ، * ، * )
- بسیاری از بخشهای موزهٔ انسانهای معمولی
- تمام بخشهای کافه پرسش
دوست عزیز؛
اگر با باغآینه آشنا نیستید و ترجیح میدهید درباره باغ بیشتر بدانید، میتوانید بخش درباره ما را مطالعه کنید یا به نظرات دانشجویان باغ، نگاهی بیندازید و دقیقتر به این پرسش فکر کنید که آیا باغآینه برای شما مناسب است یا نه؟
پرسش همیشگی باغآینه در اولین جلسه از هر دوره:
چرا اینجا هستید؟
چرا به سراغ حافظ آمدهاید و تصمیم دارید دیوان حافظ را بخوانید و بفهمید؟ [پاسخ این پرسش را در این بخش بنویسید و پس از پایان این دوره، دوباره به این درس برگردید و پاسخ خود را دوباره بخوانید]
