logo baghayeneh
خوانش، تفسیر و توضیح کامل غزل شماره هفت از حافظ شیرازی: صوفی بیا که آینه صافی‌ست جام را

اگر همراه با ما به دنبال درک دقیق مفاهیم عرفانی در دیوان حافظ هستید، در این قسمت از سلسله‌درس‌های آموزش غزلیات حافظ شیرازی، غزل شماره ۷ حافظ با مطلع “صوفی بیا که آینه صافی‌ست جام را” را کالبدشکافی می‌کنیم. این غزل بی‌نظیر دارای موسیقی زیبای کلام، و آرایه‌‌های غنی ادبی است؛ همچون معدنی است سرشار از زیبایی و نکات ظریف اجتماعی که در ادامه ضمن یادگیری نکات دستوری و بلاغی، با لایه‌های پنهان این غزل و پیام‌های انسان‌دوستانه لسان‌الغیب آشنا خواهیم شد.

خوانش، تفسیر و توضیح کامل غزل شماره هفت از حافظ شیرازی: 
بیت شماره یک:
صوفی بیا که آیِنِه، صافی‌ست جام را                    تا بِنگَری صَفایِ مِیِ لَعل‌فام را

معنای لغات:
صوفی: به پیروان طریقت تصوف می‌گفتند. دقت کنیم که صوفی، صافی و صفا هم‌ریشه‌اند.همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد در دیوان حافظ، بیتی وجود ندارد که سرشار از زیبایی‌های هنری نباشد یا خالی از آرایه‌های زیبای ادبی باشد. به کار بردن این کلمات در یک بیت نیز از زیبایی‌های این غزل است.

معنای بیت:

آینه، جامِ صافی است به طوری که می‌تواند آن شراب زلال و آن میِ صاف درون خود را به خوبی نمایان کند. وقتی یک جام را روی میز قرار می‌دهید چون شراب کاملاً صاف است درون جام نیز کاملاً دیده می‌شود. ای صوفی بیا و زلالیِ آینه‌ی جام شفاف و بی‌لک را ببین.

(گویی در این میان از او می‌پرسند برای چه ببینم؟ و او پاسخ می‌دهد:) تا اینکه پاکیِ میِ سرخ‌رنگ را و ناپاکی درون خویش را ببینی.

مفهوم بیت:
اگر تو ادعای صوفی بودن می‌کنی، صافی نشانه‌اش آن است که درون پاکی داشته باشی مثل جام شراب. اگر درون تو آنگونه نیست پس تو صوفی نیستی. پاکی را بنگر و به ناپاکی خودت بیندیش. زیبایی را بنگر و به زشتی‌های خود بیندیش.


بیت شماره دو: 

رازِ درونِ پَردِه زِ رِندانِ مَست پُرس    کاین حال نیست زاهِدِ عالی‌مَقام را

معنای لغات:

رندان: کسانی هستند که بیرون آن‌ها مثل درون آنها نبود. درون آنها پاک و سالم بود امّا ظاهر آنها از نظر مردم ناسالم بود. 

مست: در شعر حافظ یعنی کسی که خودخواه و خودپرست نیست؛ بی‌خویشتن است. توجه وی فقط به خود نیست.

طنز در ترکیب «زاهد عالی مقام» قابل مشاهده است که از روی کنایه و تکه انداختن است.

کلمه‌ی حال در اندیشه عرفا و انسان‌های رازشناس و درون‌شناس به معنای حالتی است که بر دل عارف یا سالک وارد می‌شود و خوشی یا سرمستی ایجاد می‌کند.

زاهد: معنای لغوی آن بی‌میل به دنیا و پرهیزکار است. امّا همگی می‌دانیم که زاهد در شعر حافظ جایگاه خوشنامی ندارد و همیشه مورد نفد و انتقاد است زیرا می‌گوید که بی‌میل به دنیا هست اما به طرز عجیبی ریاکار است. یکی از نمادهای ریاکاری در شعر حافظ، زاهدان روزگار حافظ است. او زاهدان را به دلیل میل به دنیا یا قدرت سرزنش نمی‌کند بلکه به دلیل ریاکاری سرزنش می‌کند.

معنای بیت: 

کلید فهم راز نهان در نزد رندان مست است. آنها هستند که به رازها آگاهند. اسرار پنهانی را از آنها بپرس زیرا زاهدانی که به ظاهر عالی‌مقام هستند، در صدر نشسته‌اند و اجازه صحبت به دیگران نمی‌دهند؛ از این رازها بی‌خبرند و حال و ذوق مستی را ندارند. 

مفهوم بیت:

رندان مست راز درون را می‌دانند، زاهدان نمی‌دانند.


بیت سوم:

عَنقا، شِکارِ کَس نَشَوَد، دام بازچین          کآنجا، همیشه، باد به دست است، دام را

معنای لغات:

عنقا: استعاره از محبوب و معشوق آسمانی و معنوی است.

باد به دست بودن: کار بیهوده انجام دادن

معنای بیت:

آن که در کوه قاف نشسته است و در بالاترین نقطه پرواز می‌کند و حقیقت کنار اوست، به سادگی شکار نمی‌شود؛ مثل سایر پرندگان نیست که به راحتی به چنگ آید. او اهل طمع و حرص نیست به همین دلیل نمی‌توان او را به دام انداخت و فریبش داد.

زیرا شما هر چه بخواهی عنقا را به دام بیندازی، کار بیهوده‌ای است و تهی دست خواهی ماند.

مفهوم بیت:

طبق معنای ابیات قبل، عنقا(آنکه در اوج جای دارد و حقیقت کنار اوست) را با تزویر و ریا نمی‌توان شکار کرد، بیهوده تلاش مکن. 

در جای دیگری از غزلیات حافظ نیز این مفهوم را داریم:
برو این دام بر مرغی دگر نِـه،
که عنقا را بلند است آشیانه.

عنقا را می‌توان نماد انسانی دانست که از غریزه فاصله گرفته و به اوج حقایق دست یافته است. گویی مقصود آنست که انسان هر چه از غریزه بیشتر فاصله می‌گیرد، نیرومندتر می‌شود. در سطح غریزه، راحت‌تر می‌توان انسان‌ها را فریب داد و انسان‌ها تحت‌تاثیر فریب‌ها قرار می‌گیرند امّا هر چه از غریزه فاصله‌ می‌گیری، با مفاهیم جدیدی آشنا می‌شوی که تو را قوی‌تر می‌کنند و کمتر فریب می‌خوری. تا زمانیکه نیازهای غریزی فقط کارها را پیش می‌برند، دام و تله‌ها مدام در پیش پا هستند اما وقتی سطح نیازها بالاتر رفت یا پیچیده‌تر شد و تو به عنقا تبدیل شدی، این‌بار تو از آن ارتفاع دانش می‌توانی سریع‌تر دام‌ها را تشخیص بدهی.


بیت چهارم:

دَر بَزمِ دُور، یک‌دو قدح دَرکَش و برو               یَعنی طَمَع مَدار وِصالِ مُدام را

معنی لغات:

بزم: مجالس جشن، شراب و مهمانی

دور: به معنای روزگار و همچنین به معنای دور و حلقه‌ای که در مجالس می‌زنند.

معنی بیت: در روزگار که در آن سرخوشی و عشرت به نوبت است و بیش از یک دو جام به تو نمی‌رسد. هر کسی باید به همان یک دو جام قانع باشد. همان یک دو جام را بنوش و طمعِ تداوم وصال، بزم و شادمانی پایدار نداشته باش.

مفهوم بیت:

زندگی بدون درد و رنج و غم امکان‌پذیر نیست. به دنبال شادی همیشگی، جشن همیشگی و سرور همیشگی نباش.

در جای دیگری از غزلیات حافظ شیرازی نیز این مطلب بیان شده است:

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را.

البته که در همه‌ی شرایط شاد بودن، سخت است اما قانون اساسیِ حافظ اینگونه است و حافظ، چنین اصولی برای زندگی طراحی کرده است.


بیت شماره‌ی پنج:

ای دل! شَباب رَفت و نَچیدی گُلی زِ عِیش                   پیرانه‌‌سر مَکُن هُنَری نَنگ و نام را

معنی لغات:

شباب: جوانی

عیش: جالب است که این کلمه با معیشت و عیاش هم‌خانواده است. معیشت به معنای عیش عمومی است و عیّاش کسی است که من همیشه عیش داشته باشم امّا دیگران نداشته باشند

گل از عیش چیدن: لذت بردن از زندگی و خوشحال بودن

پیرانه سر: سرِ پیری. از کلمات پر کاربرد حافظ. یکی از مباحث پرتکرار درباره حافظ آن بوده است که آیا حافظ این غزل‌ها را در پیری گفته است؟

هنری: یک هنر

ننگ و نام: شهرت، آبرو، اعتبار

شباب و پیرانه سر تضاد دارند.

معنای بیت:

ای دل جوانی را که بهار عمر است و هنگام لذت بردن از زندگی است، سپری کردی؛ بی‌آنکه خوش بگذرد. حالا در پیری آبروریزی نکن. هر دوره‌ای خوشگذرانی‌ها و لذت‌های خودش را دارد. هنرنمایی در زمان پیری (مقصود عیش و نوش است که در نظر او از لذت‌های جوانی است) سنجیده نیست.

مفهوم بیت: جوانی تما شده است، حال در پیری آبروریزی مکن و ننگ و نام را هنر خود مکن.

در برخی نسخه‌ها از جمله کتاب چهار جلدی شرح سودی بر حافظ، اثر محمد سودى بوسنوى، طور دیگری نوشته شده است: 
«پیرانه سر بکن هنری ننگ و نام را»
 در جوانی که نتوانستیم به شادی زندگی کنیم ناامید مشو، در پیری به این موضوع بیندیش و سعی کن در پیری حال خوش پیدا کنی و هنری از خود نشان بدهی.

برای این تفسیر نیز نشانه‌هایی در غزلیات حافظ هست:

کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر        حیف اوقات که یکسر به بطالت برود( دست کم در دوران پیری حال خوشی داشته باش).


بیت شش: 

در عِیشِ نَقد کوش که چون آبخَور نَمانْد                آدَم بِهِشت، روضِهٔ دارُالسَّلام را

معنی لغات:

آبخور: سهم، نصیب، قسمت

هشتن: ترک کردن، رها کردن . کلمه بهشت در فارسی بی‌ارتباط با این فعل و رها کردن نیست.

بهشت در اینجا به معنای جنّت نیست اما با دارالسلام ارتباط دارد و دارای ایهام تناسب است. دارالسلام= دار (خانه)+ سلام (سلامتی) = خانه سلامتی و آرامش که از نام‌‌های بهشت نیز هست.

روضه: باغ/ جمع: ریاض(پایتخت عربستان)

اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او از بهشت 

معنای بیت: امروز مهم است( در عیشِ نقد کوش! ) تا امکان زندگی فراهم است، زندگی کن. اینجا و اکنون را دریاب و از آنچه هست بهره‌مند شو؛ به جای آنکه از آنچه نیست ناراحت شوی. حضرت آدم هم وقتی که سهم و قسمت او به پایان رسید؛ به لحظه فکر کرد و آنجا را رها کرد.

مفهوم بیت:

گذشته و آینده برای آموختن است نه آویختن؛ برخی به آنها می‌آویزند و آسیب می‌بینند. از گذشته می‌آموزند و گذشته چراغ راه آینده است. امروز مهم است( در عیشِ نقد کوش! ) از حضرت آدم یاد بگیر که به او گفتند اینجا به عیش مپرداز و او آنجا را رها کرد.


بیت بعد:

ما را بَر آستانِ تو، بس حَقِّ خِدمَت است                               ای خواجه! بازبین به تَرَحُّم غلام را

معنی لغات:

آستان: درگاه

خواجه: سرور، بزرگ که برای همه قابل استفاده است

باز دیدن: توجه کردن، با دقت نگریستن (آیا برای شناخت دیگری این کافی نیست که به این نگاه کنید چه مواردی توجه او را جلب می‌کند؟)

غلام: خود شاعر در اینجا مقصود است

خواجه و غلام تضاد دارند

معنی بیت:

ای خواجه، ای بزرگ، ای سرور! به این غلام ترحم و عنایت کن زیرا بر درگاه تو بسیار خدمت کرده است.

مفهوم بیت:  

ای بزرگ به حافظ که غلام توست نگاهی بینداز زیرا بسیار خدمت‌ها به تو کرده است.


بیت آخر:

«حافظ» مُریدِ جامِ مِی است، ای صبا! برو!              وز بنده بندگی بِرَسان شِیخِ جام را!

معنی لغات:

شیخ جام: ایهام دارد؛ هم به معنای «جامی» عارف معروف است که معروف به ژنده پیل است؛ شیخ احمد نامقی، هم به معنای جام شراب که گویی همچون شیخ است. خواجه (حافظ شیرازی) به خاطر ارادتی که به می دارد، جام را شیخ و پیر خود کرده است. گویی از او می‌پرسند شیخ تو کیست؟ او پاسخ می‌دهد «جام»، پیر و مرشد من است و همه جا «جام» را به زلالی، پاکی و نابی یاد می‌کند. شیخ جام؛ احمد نامقی صوفی‌ای بود بسیار سختگیر که از طرفداران امر به معروف و نهی از منکر بود.

مرید: تسلیم او بودن و سر ارادت به او سپردن

معنای بیت:
حافظ پیرو جام شراب است و خود را به او سپرده است. ای صبا(ای تلگرام، ای پیام‌رسان) برو و به شیخ جام( شیخ احمد نامقی) بندگی و ارادت ما را برسان و بگو حافظ ارادتمند جام می است و شیخ او جام می است.

مفهوم بیت:

حافظ مریدِ جام می است و مریدِ زاهدان نیست.

درود
هنگام به کام
فرهنگ‌دوست عزیز
عضویت در باغ‌آینه، رایگان و سریع است و کافی‌ست برای خودتان نام و رمز عبور تعیین کنید.
شما با عضویت در باغ‌آینه، به بخشی از درس‌های باغ‌آینه دسترسی پیدا می‌کنید.
همچنین اگر از عضویت در باغ، رضایت داشتید می‌توانید با خرید اشتراک به تمام نوشته‌های اختصاصی باغ نیز دسترسی پیدا کنید.
دوست عزیز؛
اگر با باغ‌آینه آشنا نیستید و ترجیح می‌دهید درباره باغ بیشتر بدانید، می‌توانید بخش درباره ما را مطالعه کنید یا به نظرات دانشجویان باغ، نگاهی بیندازید و دقیق‌تر به این پرسش فکر کنید که آیا باغ‌آینه برای شما مناسب است یا نه؟



تمرین:

با یکی از اصول قانون اساسی حافظ آشنا شدید.

به قوانین اساسی زندگی خود بیندیشید و یادداشت بفرمایید که قانون اساسی شما در زندگی چیست؟

آیا خواندن این محتوا برای شما مفید بود؟