داستان استاد و شاگرد اَحْوَلْ
پاسخ مولانا به پرسشهای زیر در داستان «استاد و شاگرد احول» چیست؟ چرا برخی از انسانها واقعیتها را نمیبینند؟ چرا آدمیان هیچ شکّی به دانستههای خود ندارند؟ سه عامل مهم واقعیتگریزی کداماند؟
ما در هر دوره از «دمی پیشِ دانا»، یک شاعر یا یک نویسنده و انسان فرهیخته را انتخاب میکنیم و به سراغ او میرویم و در کنار او مینشینیم و ایشان را مورد مطالعه کامل و عمیق و دقیق قرار میدهیم. آشنایی با دانایان، زمانی امکانپذیر است که ما دَمی، دستِ کم دَمی در هر روز پیش اینان بنشینیم؛ اینان که «وارثِ آب و خرد و روشنیاند».
پاسخ مولانا به پرسشهای زیر در داستان «استاد و شاگرد احول» چیست؟ چرا برخی از انسانها واقعیتها را نمیبینند؟ چرا آدمیان هیچ شکّی به دانستههای خود ندارند؟ سه عامل مهم واقعیتگریزی کداماند؟
مانند بسیاری از اشعار سهراب، بیانگر تنهایی خاصّ اوست. از آن نوع تنهاییها که اختیاری است و فراتر از پیدا نکردن یک همدم است. فراتر از مهاجرت از مکای به مکان دیگر است.
ناگفته میدانید هر شاعری، زبانی دارد! شاید بتوان گفت که زبان هیچ شاعری، زبان رایجِ روزگارِ او نیست، افسوس که فعلاً نمیتوانم ثابت کنم والّا میگفتم : هر انسانی زبان خاصّ خودش را دارد!
حتماً شما هم در دورهای از زندگی، خود را با دیگری مقایسه کردهاید و از این مقایسهها، نتیجهای هم گرفتهاید! آیا به نظر شما، انسان خود را با خودش مقایسه کند بهتر است؟ یا خودش را با دیگران مقایسه کند؛ شایستهتر است؟
چگونه میتوان روزگارِ خود را نو کرد؟ آیا میتوانیم عینکی به چشم بزنیم که روزگار و زمانهٔ خود را به شکل متفاوتی ببینیم؟
هر دانشجویی که بخواهد ادبیات را به صورت عمیق مطالعه کند؛ در مسیر مطالعهٔ ادبیات با مفهوم «موتیف» آشنا میشود و به اهمیت آن پی میبرد. موتیف، مفهومی است که دانستن آن برای درک نوشتههای شاعران و نویسندگان ضروری است.