صدای پای آب | بخش دوم
چه خیالی، چه خیالی، ... میدانم/ پردهام بیجان است/ خوب میدانم، حوضِ نقّاشیِ من بیماهی است./ اهل کاشانم/ نسبم شاید برسد/ به گیاهی در هند، به سفالینهای از خاک «سیلک»/ نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد...
چه خیالی، چه خیالی، ... میدانم/ پردهام بیجان است/ خوب میدانم، حوضِ نقّاشیِ من بیماهی است./ اهل کاشانم/ نسبم شاید برسد/ به گیاهی در هند، به سفالینهای از خاک «سیلک»/ نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد...
امشب به ذهنم رسید نامههای قدیمی را باز کنم و بخوانم
نمیدانستم دارم با آتش بازی میکنم و با دست خودم قبرم را میکَنم!
«نشانی» را یکی از پرآوازهترین و برجستهترین سرودههای سهراب سپهری دانستهاند که در جلدِ هفتمِ هشت کتاب در سال ۱۳۴۶، در مجموعهای به نام «حجم سبز» آمده است.
آیا تا به حال دیدهاید در مجلس ترحیم، برقصند؟ آیا تا به حال دیدهاید که سیاستمداری از پرسشهای انتقادی خوشحال شود؟ آیا تا به حال دیدهاید که شخصی جوراب را بر سرش بپوشد و کلاه را بر پایش؟
تا به حال نقش یک آدم پلید را در زندگی بازی کردهاید؟
نقشِ یک آدمِ خودشیفته که از تحقیرِ دیگران لذت میبرد، چطور؟
نقشِ یک انسانِ بدبین که به هیچکس در جهان اعتماد ندارد، چطور؟
در گذشته گمان میشد که کتابهای هیجانانگیز و داستانهای جنایی و ... برای کودکان مناسب نیست امّا با تحقیقاتی که در این زمینه انجام شد، مشخص شد که این باور عمومی صحت ندارد. از طرفی در برخی دورهها افراد گمان میکردند که بعضی کتابها مخصوص پسران و بعضی کتابها مخصوص دختران است؛ این باور نیز در تحقیقاتی که سالها بعد انجام شد، رد شد.