گالری شعر
بدون دیدگاه
صدای پای آب | بخش چهارم
چیزها دیدم رویِ زمین:
کودکی دیدم، ماه را بو میکرد
قفسی بی دَر دیدم که در آن، روشنی پرپر میزد
نردبانی که از آن، عشق میرفت به بامِ ملکوت
من زنی را دیدم، نور در هاون میکوبید
دو واحد نمایشنامهخوانی | نگارش نمایشنامهٔ زندگی خود | بخش دوم
چرا ما با خود چنین میکنیم؟ چرا چنین تصمیمات خانمانبراندازی میگیریم؟
کافه پرسش | جلسهٔ ششم
در تمام جوامع، انسانها مشاغل مختلفی را بر عهده میگیرند. برخی از مشاغل نیز پیرامون پرسشگری شکل میگیرند و با پرسشها، حقایق بسیاری را روشن میکنند...
صدای پای آب | بخش سوم
میوهٔ کال خدا را آن روز، میجویدم در خواب
آب بیفلسفه میخوردم
توت بیدانش میچیدم
شل سیلوراستاین | آمریکا | چیزهایی که نگفتم
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست،
نگفتم: «عزیزم، این کار را نکن.»
گالری شعر
بدون دیدگاه
