دو واحد نمایشنامهخوانی | جلسهٔ چهارم
تا به حال نقش یک آدم پلید را در زندگی بازی کردهاید؟
نقشِ یک آدمِ خودشیفته که از تحقیرِ دیگران لذت میبرد، چطور؟
نقشِ یک انسانِ بدبین که به هیچکس در جهان اعتماد ندارد، چطور؟
تا به حال نقش یک آدم پلید را در زندگی بازی کردهاید؟
نقشِ یک آدمِ خودشیفته که از تحقیرِ دیگران لذت میبرد، چطور؟
نقشِ یک انسانِ بدبین که به هیچکس در جهان اعتماد ندارد، چطور؟
در گذشته گمان میشد که کتابهای هیجانانگیز و داستانهای جنایی و ... برای کودکان مناسب نیست امّا با تحقیقاتی که در این زمینه انجام شد، مشخص شد که این باور عمومی صحت ندارد. از طرفی در برخی دورهها افراد گمان میکردند که بعضی کتابها مخصوص پسران و بعضی کتابها مخصوص دختران است؛ این باور نیز در تحقیقاتی که سالها بعد انجام شد، رد شد.
سلام بر آنانکه خود را به روی صحنهٔ تئاتر میبرند.
به جلسهٔ سوم کارگاه دو واحد نمایشنامهخوانی خوش آمدید.
الان ما تقریباً تا 18 سالگی پیمان، 20 سالگی پیمان اومدیم. الان که فکر میکنم تا این سن از بودنم در دنیا خوشحالم. من هیچ وقت ناراحت از بودنم، نبودم. هیچ وقت هم تأسف نخوردم. چون همواره هر شانسی که تو زندگیم داشتم، استفاده کردم. هیچ شانسی را هدر ندادم که بگم اگر اون کار رو کرده بودم، الان اوضاعم خیلی فرق کرده بود. نه، هر شانسی که به من رو کرده بود، استفاده کردم.
آیا تا به حال دقت کردهاید که از کودکی تا به امروز چه پرسشهایی داشتهاید و این پرسشها در طی زمان چه تغییراتی کردهاند؟
ماریا! ماریا! ماریا! راهم بده ماریا! تاب کوچه را ندارم. راهم نمیدهی؟